هفت عادت مردمان موثر

استاندارد

پیش نوشت: در بخش معرفی کتاب سعی دارم کتاب هایی را که مطالعه کرده ام و برایم آموزنده بوده است را به اختصار بازگو نمایم. آنچه در اینجا می نویسم صرفا برداشت شخصی من از این کتاب است.

کتاب هفت عادت مردمان موثر نوشته استیون کاوی است. که در آن به عادات و رفتارهای انسانی در جهت بهبود روابط فردی و روابط متقابل پرداخته شده است. پس از مطالعه هر فصل از کتاب فکر می کردم که چقدر در داشتن آن عادت رفتاری توانمند و تا چه حدودی بایستی آنرا تقویت و بهبود دهم. آیا رفتار و عملکرد منفی ای در آن راستا دارم که بایستی اصلاح کنم و یکی از عادات رفتاری ذکر شده را جایگزین آن نمایم؟

به نظرم مطالعه این کتاب برای یک مرتبه کافی نباشد. بهتر است برای درونی کردن عادات مطرح شده به رفتارمان  توجه بیشتری کنیم و در بکارگیری عادات رفتاری برای ایجاد ارتباط مفید و موثرتر تلاش کنیم.

عادت اول مسئول بودن یا کنش گر بودن است. اینکه مسئولیت زندگی و رفتار و عملکردمان به دست خودمان است. با خوندن این عادت لبخندی بر لبم نشست و خاطره صحبت های  خانم توسلی معلم دوره دبیرستان برایم تداعی شد. “بچه ها شما مسئول زندگی خودتان هستید حواستان باشد همه چیز را به تقدیر و قضا و قدر نسبت ندهید”

چقدر در آن دوران با شنیدن این جمله خوشحال شدم و از جهتی مصمم شدم در تغییر و قدم برداشتن در مسیر زندگی دلخواهم.

عادت دوم هدف داشته باشید. برداشت من از این عادت به این شکل است که زندگی بی هدف به نوعی پریشان حالی و سرگردانی می ماند. در واقع هدف را همچون چراغ فانوس دریایی می بینم که ما به عنوان ناخدای کشتی زندگی با در نظر گرفتن آن در دریای زندگی پیش می رویم تا به بیراهه کشیده نشویم.

عادت سوم سلسله مراتب ارزش ها را مشخص کنید. هر یک از ما با توجه به مدل ذهنی خودمان که دربرگیرنده تجربیات و دانسته هایمان می شود دارای ارزش ها، اصول و معیارهایی برای مواجهه با دنیای اطرافمان  می باشیم. بطور کلی افکار و عملکردمان را بر اساس اصولی پایه ریزی کرده ایم که گاه در طول مسیر زندگی با توجه به نیازمان به حذف، تعدیل یا جابجایی، اصلاح و تقویت هر یک از اصول و ارزش ها می پردازیم. در واقع تغییراتی را در طول زمان تجربه خواهیم کرد اینکه کدام ارزش را به پای دیگر قربانی کنیم و از کدام اصل و ارزش کوتاه نیاییم و آنرا در راس قرار دهیم.

باور دارم سلسله مراتب باورها و ارزش ها شکل دهنده مدل ذهنی انسان هاست که تغییر دادنش به راحتی صورت نمی پذیرد.

عادت چهارم رابطه برد برد داشته باشید. برای ارتباط با خانواده، دوستان، همکاران و بطور کلی جامعه نیازمند مهارت های ارتباط می باشیم. برقراری ارتباط با کمترین تنش و اصطکاک نشانگر بلوغ اجتماعی است. با توجه به تفاوت های شخصیتی و رفتاری طبیعی است که اختلاف نظر هم دیده خواهد شد. برای کاهش این اختلاف و برقراری ارتباط با یکدیگر در جهت رفع نیازهایمان بهتر است به مهارت های ارتباطی مجهز باشیم. برای ارتباط متقابل و موثر و مرتفع ساختن مسائل، در نظر گرفتن نظرات و خواسته های طرف مقابل نیز مهم است. بهتر است در یک ارتباط به گونه ای رفتار کنیم تا با کمترین تنش، مسئله را حل و فصل کنیم تا خواسته های هر دو طرف برآورده شود، این عادت بیانگر سبک رفتاری تعاملی در میان افراد می باشد.

عادت پنجم همدلی کنید. همه ما به نوعی نیازمند درک شدن توسط اطرافیانمان هستیم. استفان کاوی پیشنهادش برای این عادت اینست که اول شما، دیگران را درک کنید و پای صحبت آنها بنشینید و بعد انتظار داشته باشید دیگران شما را درک کنند. فکر می کنم مهارت شنونده فعال بودن در راستای این عادت باشد وقتی بتوانیم با دقت بیشتر به صحبت های طرف مقابلمان گوش کنیم و خواسته ها یا دلگیری های او را از زاویه نگاه او درک کنیم احتمالا برخورد منطقی و معقولانه تری خواهیم داشت. گوش دادن به صحبت های طرف مقابل بدون اینکه در حین صحبت های او به فکر دفاعیات خود باشیم و اینکه حالا شما چه صحبت های هیجان انگیزتر یا ارزشمندی دارید که باید با او به اشتراک بگذارید می تواند باعث ایجاد اختلال در برقراری ارتباط شود. بی توجهی، داشتن زاویه دید محدود و بسته و صرفا تاکید بر خواسته های شخصی باعث کاهش همدلی در ارتباطات می شود.

عادت ششم هم افزایی یا سینرژی داشته باشید. وقتی می توانیم از رابطه متقابل مفید و اثربخش صحبت کنیم که برایند ارتباطمان، نتیجه مطلوب و فراتر از انتظار باشد. زمانی ارتباط دو نفر به سینرژی ختم می شود که مسئله ای به صورت ریشه ای با کمک و همفکری هر دو نفر حل شود. یک به اضافه یک سه شود و نتیجه همکاری افراد خلق اثری جدید باشد که برای افراد بیشتری راهگشا باشد. موضع گیری و سوگیری تضعیف کننده این عادت هستند.

عادت هفتم اره خود را تیز کنید. منظور داشتن تنفس و بررسی عملکرد است. اینکه در جایی از مسیر زندگی، نگاهی به عملکردمان داشته باشیم و بنشینیم و ذره بین به دست، خود را به چالش بکشیم و به تحلیل و بررسی دستاورد و یافته هایمان بپردازیم. تصور می کنم این عادت را بتوانیم با خلوت کردن با خود و مراقبه تقویت کنیم و به این شکل اره خود را تیز نماییم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *