روایتی از کار

استاندارد

در این روزهای پر مشغله، بیشتر وقتم را در محیط کار سپری می کنم و از این بابت بیشترین کسی رو که در طول روز می بینم و هم صحبت می شوم همکاران هستند. هر کدام با ویژگی های شخصیتی و رفتاری متفاوت و من هم به نوبه دارای شخصیتی منحصر به فرد خود هستم.چه خوب است که با همه تفاوت ها و اختلاف سلیقه ها باز هم بتوانیم با کسانی تجربه همکاری داشته باشیم که در کنار یکدیگر آرام باشیم، شوخی کنیم، بخندیم و هر کس به زغم خود دیگری را یاری و راهنمایی کند. وقتی بتوانی صحبتت را بدون کمترین تردید مطرح کنی و کسی باشد که گوش بسپرد و درک کند. چه زیباست وجود همکاری که در مواجهه با مشکلی یا سوالی در کار، به بهترین شکل و با حداقل سوگیری،  پاسخگو و راهنمایی دهنده باشد.

تجربه شخصی به من نشان داده، کار و حجم کار خستگی جسمی را در بر دارد و وجود حواشی در محیط کار یا همکاران ناهماهنگ می تواند مخل و دست اندازی در مسیر رشد سازمان و کارکنان باشد. بدین شکل حضور کارکنان به صورت اعضاء مفید و موثر در محیط کار، همدلی و همکاری با سایر اجزاء می تواند یک سازمان را به سمت رشد و تعالی هدایت کند.

به نظرم اولین تجربه های کاری در زندگی شغلی از اهمیت بالایی برخوردار است. در حقیقت نحوه کار کردن و چگونگی ارائه و کیفیت کار را ریشه در سال های نخست کاری می دانم. باور دارم مدل ذهنی ای که در ابتدایی ترین تجربه کاری بدست می آوریم در طول سالیان متمادی همراه ماست که تغییر و اصلاح آن ممکن است به راحتی صورت نپذیرد. به این ترتیب اولین تجربه کار می تواند یکی از کلیدی ترین و مهم ترین سال های تجربه کاری محسوب شود که نقش بسزایی در کیفیت کار خواهد داشت. با این حال بدیهی است که گذر زمان و کسب تجربه بر اصلاح و بهبود کیفیت عملکرد شغلی تاثیرگذارخواهد بود.

خدا را شاکرم که از نعمت همکاران شایسته در طول خدمتم تاکنون برخوردار بودم و هستم.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *