دوست خوب

استاندارد

زمانیکه خوشحالی، پر انرژی ای، سرحالی یا وقتایی که حرفی داری، دغدغه ای داری، دلخوری داری خوبه که کسانی رو داشته باشی تا راحت بتونی باهاشون صحبت کنی، بدونی اونها هم سراپا گوشند، حاضرند لحظاتی رو به حرف هات گوش بدن، سریع قضاوتت نکنن یا بهت برچسب نزنن.

چقدر شیرینه وجود دوستانی که در افکار، دیدگاه ها، ارزش ها، دغدغه ها و اولویت ها نقاط اشتراک زیادی با هم داشته باشید.

چقدر خوبه داشتن دوستی که همراهت باشه، باهم یاد بگیرید، از هم یاد بگیرید، به هم یاد بدید و با هم تلاش کنید برای توسعه ادراک از محیط اطراف و تجربه کردن.

البته بسیار دلپذیره داشتن دوستی که به تو، آرامش رو هدیه کنه و دنیا را برات به جای بهتری تبدیل کنه.

 جاودانه در دلها جای می گیرند دوستانیکه بی حساب یاد می دهند و بی منت راهنما و راهگشای زندگی هستند.

2 دیدگاه در “دوست خوب

  1. معصومه جان
    اول از همه بهت بگم ویژگی کمال‌گرایی در من باعث شد که بعد از دعوت تو، تا یه روز خالی پیدا نکنم و همه نوشته‌هات رو از اول تا آخرش نخونم برات کامنت نذارم. البته چند باری اومدم و یکی دو تا از نوشته‌هات رو خوندم ولی باز هم با خودم گفتم نه، فعلا کامنت نمی‌ذارم.
    خوشبختانه امروز تونستم از اولین نوشته‌ات که درباره «آغاز یک عادت» بود تا آخرین نوشته فعلیت درباره «ادراک متفاوت» رو بخونم و بیشتر با فضای ذهنی دوست خوبی مثل تو آشنا بشم.
    به نظرم خوب می‌نویسی و نگاه زیبایی داری. در واقع برای من نوشته‌هات جذاب و خوندنی و قابل درک هست.
    اگر راستش رو بخوای، من اوایل دچار وسواس خوب نوشتن بودم. با خودم می‌گفتم باید بتونم خوب بنویسم و نوشتنم عالی باشه. این هم یکی دیگه از عوارض کمال‌گرایی ؛)
    اما بعد از مدتی و اگر بخوام دقیق بهت بگم، بعد از اینکه تصمیم گرفتم به توصیه محمدرضا شعبانعلی، هر روز بنویسم، نظرم تغییر کرد. دیگه اون وسواس سابق رو ندارم. بیشتر به این دلیل می‌نویسم که ذهنم آروم بشه. البته بعضی از اوقات هم آنقدر ذهنم پریشان و آشفته هست که حتی نمی‌تونم یه جمله بنویسم. ولی به هر حال عادت به برون ریزی ذهنی حالا به هر شکل که می‌خواد باشه، برای من تا به امروز مفید بوده و باعث شده نسبت به گذشته از نوشتن بیشتر لذت ببرم.
    از طرفی مهارت کلامی که واقعا دوست دارم در اون پیشرفت کنم و درس‌های متمم در کارگاه تسلط کلامی خیلی خیلی تونسته در این زمینه به من کمک کنه. هرچند به نظر خودم هنوز اون جور که باید و شاید به اندازه کافی تمرین نمی‌کنم.
    معصومه جان. پرحرفی‌های منو، اون هم در اولین کامنت ببخش. ولی خیلی دوست داشتم اینها برای دوست خوبی مثل تو بنویسم.
    بقیه حرف‌هام رو هم نگه می‌دارم تا کم‌کم بعدا بهت بگم ؛)

    • معصومه خزاعی

      سلام طاهره عزیزم
      بسیار ممنونم از وقتی که برام گذاشتی. خوشحالم که دعوت منو برای سرزدن به این خونه پذیرفتی.
      از دیدن کامنت طولانی ات که نشان دهنده لطف بی اندازه ات هست کلی ذوق کردم. همونطور که تو هم در معرفی خودت عنوان کردی. باید بگم من هم دچار این کمال گرایی هستم و برای همین هم فعلا به صورت محافظه کارانه شروع به وبلاگ نویسی کردم. گاهی نمی دونم درباره ی چی بنویسم با این حال به پیشنهاد محمدرضای گرامی، سعی می کنم هر طور شده هر روز بنویسم. تصمیم دارم اوایل بهمن اعلام عمومی کنم امیدوارم تا اون موقع به لطف اظهارنظرهای تو و شهرزاد عزیز بتونم بهتر بنویسم و با عزت نفس بیشتر، از این خونه پرده برداری کنم🙂
      برات آرزوی سلامتی و شادی دارم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *