زندگی بر یخ

استاندارد

آنچه در مورد زندگی کردن درک کرده ام و آموختم این بوده که زندگی را راه رفتن بر روی یخ می بینم، نه به این معنی که قرار است مدام زمین بخورم شاید استفاده از استعاره یخ، سوگیری زمین خوردن را در ذهن تداعی کند. اما این کل ماجرا و اصل ماجرا نیست بهتر است با احتیاط راه بروم اما باید حرکت کنم. به واقع بی تحرکی و ساکن بودن دردی را دوا نمی کند و برای رهایی از ترس یا شکست، با اراده ای قوی قدم بر می دارم. امید را در دلم زنده نگه می دارم. رو به جلو و به سمت صعود پیش می روم. زمین می خورم، درد می کشم، می شکنم، اما بر می خیزم، دوباره آغاز می کنم. به تمسخر و ریشخند اطرافیان اعتنا نمی کنم و مسیرم را در پیش می گیرم. به پیش می روم جستجو می کنم تا راهنما و مربی ای را بیابم. با دقت و توجه به دانسته هایش گوش می سپارم و شاگردی می کنم، تلاش می کنم، تمرین می کنم و تمرین می کنم و تمرین می کنم.

بالاخره روزی خواهم توانست بر روی جاده یخی زندگی، پاتیناژ بروم و بر اساس باوری قوی و نه مطلق، به همراه  شک و تردید به تلاش و راه رفتن ام ادامه دهم و بدین شکل معنای زندگی کردن را بیابم.

زندگی یعنی حرکت یعنی تلاش یعنی راه رفتن بر روی مسیر ناهموار و پر پیچ و خم برای یافتن معنا و تسلط بر خود.

3 دیدگاه در “زندگی بر یخ

  1. سلام.
    چه استعاره خوبی کردی. اتفاقا همین امروز با یکی از همکاران داشتیم بحث می کردیم درباره اینکه انسانها در زندگی خواه ناخواه باید به جلو حرکت کنند. بعضیها میلیمتر به میلیمتر، و بعضیها سانتیمتر به سانتیمتر. کسی که تلاش کند و حرکت بیشتری داشته باشد، ماهها و یکی دو سال اول سانتی متر سانتیمتر حرکت می کند ولی بالاخره در مقطعی اوج می گیرد و سرعتش چند برابر می شود. استعاره ای که بکار بردی بهترین توصیف بود برای افتادنها، برخاستنها و اوج گرفتنها

    • معصومه خزاعی

      سلام سید مهدی عزیز
      خوشحالم که این استعاره براتون مفید واقع شد. استفاده از این استعاره برای زندگی بر اساس تجربیات و باورهام تا به امروز شکل گرفته، آهسته و پیوسته بودن تلاش ها روزی به نتیجه مطلوبش خواهد رسید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *