نظم شخصی

استاندارد

از ابتدای سال کتاب خوندنم منظم بود و تا یک کتاب رو کامل نمی خوندم سراغ کتاب بعدی نمی رفتم. مدتی است کتاب خوندنم به صورت پراکنده انجام شده، دو سه تا کتاب تقریبا با هم شروع کردم و از هر کدوم چند صفحه ای یا چند فصلی خوندم و  دو سه روز بعد سراغ مطالعه کتابی دیگر با موضوعی دیگر  (داستانی، غیر داستانی، علمی، انگیزشی) رفتم. همچنین یکی دو تا کتاب هم قرض گرفتم که تا الان خوندنش رو پشت گوش انداختم.

می خواهم به وضعیت مطالعه کردنم سر و سامان بدهم و هر وقت کتابی را کامل مطالعه کردم و تونستم در موردش چند خطی رو خلاصه بنویسم یا اینکه شاهکار کنم چند خطی بهش اضافه کنم😉 سراغ کتاب بعدی بروم. تا به این شکل از لحاظ روحی به احساس بهتری دست پیدا کنم و بتونم در لیست کارهایی که بایستی تا پایان سال انجام دهم، کارهایی از جنس اقدام کامل داشته باشم نه سبدی شلوغ از کارهای نیمه تمام.

تا پایان سال فرصت زیادی باقی نمونده و با نوشتن در اینجا خواستم خودم رو متعهد کنم با توجه به نظم شخصی عادت مطالعه کردنم رو به روز رسانی و از این آشفتگی رهایی پیدا کنم. در صورتیکه موفق شوم:

  • کتاب هایی که امانت دستم هست را کامل مطالعه کنم و تحویل دهم.
  • کتاب هایی که ناقص مطالعه شده را تکمیل کنم.

بعنوان جایزه و تشویق خودم، چند تا کتاب جدید و خوب برای خودم هدیه بخرم.🙂

 

6 دیدگاه در “نظم شخصی

  1. معصومه جان
    من هم تصمیم دارم چندتا کتابی رو که شروع کردم ولی همین‌جوری نصفه کاره ولشون کردم رو تا آخر امسال یه سروسامانی بهشون بدم.
    البته من همیشه با توجه به حس و حالم یه کتاب رو باز می‌کنم و شروع می‌کنم به خوندم. گاهی چند روز تمرکزم رو می‌ذارم روی مفاهیم یه کتاب و تا تمومش نکنم ول کن نیستم.
    ولی گاهی حس و حال خوندن یه کتاب اون هم تا آخرش رو ندارم و این میشه که چندتا کتاب نیمه‌تمام توی کتاب‌خونه‌ام دارم که هر دفعه می‌بینمشون یه جور بدی نگام می‌کنن 🙂
    پی‌نوشت: معصومه جان من. بابت آدرس وبلاگت فکر کنم خرابکاری از سمت من بود. کلا وقتی داشتم اون کامنت رو می‌ذاشتم توی روز نوشته‌ها اصلا حرف تو رو یادم نبود. منو ببخش. ولی به نظرم تو اونقدر خوب می‌نویسی که خیلی حیف بود فقط چند نفر انگشت‌شمار نوشته‌های عالی تو رو بخونن.
    به هر جهت ازت معذرت می‌خوام ؛)

    • معصومه خزاعی

      طاهره جان
      تازه من برای رفتن به سفر سعی می کردم کتاب داستانی سبک تری رو انتخاب کنم که خیلی نیاز به تمرکز نداشته باشه. با این حال باز هم مطالعه بعضی کتاب هام از اون موقع ناقص مونده، در هر حال امیدوارم تا پایان سال بتونیم دل کتابامون رو بدست بیاریم🙂
      پی نوشت: عزیزم اسمش رو نذار خرابکاری، به لطف تو این معرفی همونطور که دلم می خواست، در روزنوشته ها اتفاق افتاد. به هر صورت توفیق شد زودتر خونمو جمع و جور کنم و آمادگی پذیرایی از مهمونا رو داشته باشم 😉

  2. چه مطلب خوبی بود نظم شخصیه. من ندیده بودمش. ممنون که ردشو گذاشتی دوست عزیز. من سر این قضیه باورت نمیشه از خردسالی با خودم درگیرم! خیلی کوچیک بودم که به خودم دستوراتی در زمینه نظم شخصی میدادم و نصفه نیمه عمل میکردم و نق میزدم. ولی ناشکری چرا رو بهبودم. نه این که اراده ام قوی تر شده باشه بلکه فهمیده ام که باید با خودم کنار بیام و مثل آدم با خودم رفتار کنم نه مثل ربوت!
    افتان و خیزان و مستمر و واقع بین.

  3. خیلی عالی است. من هم باید به این روش عمل کنم. در حال خواندن ۱۳ کتاب هستم و البته هر کدامشان یک روز در هفته به خود اختصاص داده اند به جز «قوی سیاه» نسیم طالب که هر روز سعی میکنم چند صفحه ای بخوانم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *