۳ سال با متمم

استاندارد

در هر دوره از زندگی بالاخص در وقفه هایی که در مسیر حرکتم ایجاد می شد، در جستجوی راهکارهای مفید جهت رشد و ترقی مسیر پیش رویم بودم، مسیری که بتواند باعث بهبود کیفیت زندگی فردی و اجتماعی شود. اگر کسی را می دیدم که از آگاهی و دانش بیشتری برخوردار بود حتما با مصاحبت یا سوال پرسیدن سراغش می رفتم.

دسترسی و پیدا کردن فرد یا افرادی که بی بهانه آموخته ها و دانش شان را در طبق اخلاص بگذارند دشوار بود. در حال حاضر هم  وجود کسانی که از به اشتراک گذاری دانسته هایشان اجتناب می کنند در محیط اطراف قابل مشاهده است. بر این باورم انسان های ضعیف چنین طریقی را در پیش می گیرند.

کمیاب بودن افرادی که بتوانند مسیر بررسی و تحلیل ریز تا درشت مسائل، سوالات و دغدغه ها را به ما نشان دهند و چگونه مواجهه شدن و چگونه حل کردن مشکلات را با بررسی همه جانبه تر بیامورند، پس از گذشت مدت زمان نه چندان کوتاه، با قدم گذاشتن در دنیای تکنولوژی و فضای دیجیتال این مشکل را برایم مرتفع کرد. خوشبختانه حالا حدود سه سال است که با متمایزترین معلم زندگیم محمدرضا شعبانعلی از طریق روزنوشته ها آشنا شدم. نوشته هایش بر روح و جانم آرام نشست و پس از مدتی با سایت متفاوت آموزشی “متمم” آشنا شدم.

اکنون اکثر روزها با مطالعه روزنوشته ها و متمم پله های ترقی را آهسته، متوالی و مستمر با همگامی و همراهی معلم عزیز و دوستان نازنین متممی (با اشتراک گذاری تجربیات ارزشمندشان در پیمودن مسیر رشد و توسعه یاریم کردند) سپری می کنم و توانستم دنیای بهتری با روزهای خاطره انگیز، لذت بخش و اثربخش زیادی را تجربه کنم.

در اکثر اوقات فکر و ذهنم با صحبت ها، جملات و نکاتی که از این طریق می آموزم، طی می شود و سعی می کنم تصمیم مناسب، انتخاب استراتژیک و اقدام شایسته تر را داشته باشم.

ناب ترین رحمت های الهی که شامل حالم شده شاگردی و کسب علم و توسعه دانش و نگرشم در دانشگاه دوست داشتنی متمم با حمایت و پشتیبانی معلم خوبم در کنار دوستان عزیز متممی است.

 

2 دیدگاه در “۳ سال با متمم

  1. سلام خانم خزاعی عزیز.
    در مورد این نکته که: بعضی افراد با اخلاص دانسته‌هاشون رو در اختیار دیگران می‌ذارن (مثل محمدرضا شعبانعلی عزیز)، خواستم بگم به نظرم این یکی دیگه از اون “خودخواهی‌های هوشمندانه” است. اینکه به قول محمدرضا دانسته هات رو به بیرون پرت کنی تا جا برای چیزهای جدید باز بشه. اینو من زمانی که شروع کردم به نوشتن، یه خرده بیشتر درک کردم. اینکه دانسته‌هامون رو چه در متمم چه در وبلاگ، از ذهنمون بیرون کنیم که هم فضای بیشتری مهیا بشه و هم بتونیم به اون ها رو شفاف تر ببینیم. از طرفی سعی کردم و می‌کنم هیچ وقت متن از پیش نوشته‌ای نداشته باشم که در یک تاریخ خاص منتشر کنم و این به نظرم باعث میشه “هر روز، فکر کردن و نوشتن به دغدغه‌ام تبدیل بشه” و باور دارم تا چند سال آینده همین کار ساده باعث میشه در جای بسیار متفاوتی (از منظر اندیشیدن) بایستیم.
    خیلی خوب می‌نویسین و به قول انگلیسی‌زبان‌ها: Keep going!
    (بهروز، دوست متممی شما)

    • معصومه خزاعی

      بهروز عزیز
      ممنونم از حسن توجهتون، خودخواهی هوشمندانه را به خوبی توصیف کردید. در همین مدت زمان کوتاهی که شروع به وبلاگ نویسی کردم، این دغدغه تا حدود زیادی فکرم رو به خودش مشغول کرده، اینکه در رابطه با چه چیزی بنویسم. شیرینی این دغدغه برای من هم، با فکر کردن و برون ریزی ذهنی به صورت نوشتن نمود پیدا می کنه.
      با آرزوی توفیق برای شما دوست خوب متممی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *