معنایابی

استاندارد

برای حرکت و ادامه بازی زندگی نیاز به داشتن انگیزه، هدف،  معنا و مفهوم هستیم. هر کسی با توجه به باورها، ارزش ها و اولویت هایش معنای متفاوتی را جستجو می کند و به امید دستیابی و یافتن آن رهسپار جاده زندگی می شود.

تفاوت در معنا به اندازه تمام انسانها ممکن است متفاوت، ساده یا پیچیده باشد. والدینی که معنای زندگی شان را با سرمایه گذاری بر روی فرزند خود و در آینده او دنبال می کنند. فردی معنای زندگیش را در جستجو علم و دانش طلب می کند. شخصی دیگر معنای زندگیش را در کمک به دیگران و دستگیری نیازمندان واکاوی می کند. شاید اینها برای معنایابی بلندمدت در زندگی متصور باشند.

مواردی همچون، تماس با یکی از عزیزان، نجات پرنده ای که از لانه اش بیرون افتاده، صحبت جهت رفع کدورت، حل مسئله و مشکلی، گپ و گفت و بازی با کودکان و شاد کردن و خنداندن آنها، کمک به کودک یا سالمندی به جهت گذشتن از خیابان، شاید برای معنا دادن به زندگی بصورت لحظه ای و گذرا اتفاق بیفتد.

به هر حال می شود به دنبال یک بهانه یا دلیلی در معنایابی زندگی مان باشیم. گاهی پیدا کردن این معنا چندان سخت نیست.

دختر بچه کوچکی که از نانوایی نان گرفته و چند قدمی بر نداشته، از سوزش دستش بوسیله نان داغ با صدایی آهسته دنبال راه چاره ای می گردد. کافی است لبخند بزنیم و به کمکش برویم. همین کار خیلی کوچک و ساده ممکن است برای چند لحظه ای ما را از دنیای فکر و خیال مان بیرون آورد و معنای مفید واقع شدن را نصیب مان کند.

تلاش های کوچک، تغییرات کوچک، می توانند گام هایی به سمت مقصدی باشکوه باشند. ترکیبی از امیدها و معناهای کوچک و بزرگ که البته در گذر زمان دچار تغییر می شوند. کافی است هر روز را با نگاهی دقیق تر به دنیای اطراف و محیط پیرامونمان در پی یافتن معنایی باشیم.