روابط و ضوابط

استاندارد

پیش نوشت۱: با دیدن بعضی از محیط های کاری که در آن، روابط نقش پر رنگ تری را نسبت به ضوابط دارد و فرهنگ سازمانی بر پایه میزان برخورداری از رابطه بنا شده است، تصمیم به نوشتن گرفتم.

مفهوم ضوابط و روابط بر اساس ادراک و مدل ذهنی من:
ضوابط، شامل مجموعه ای از قوانین و مقررات است که با هدف ایجاد نظم و برقراری عدالت در جهت تسهیل و تسریع در اجرای امور مورد بهره برداری افراد قرار می گیرد.
روابط را شامل هر گونه ارتباط با افراد و محیط اطراف با هدف هم افزایی و اثربخشی درجهت رفع نیاز یکدیگر می دانم.
اصل مطلب:

روابط را نقطه شروع و پایه ای برای ایجاد سازمان می دانم و اینکه سازمان در جهت پیشبرد اهدافش و یکپارچه سازی با سرلوحه قرار دادن ضوابط، آغاز به فعالیت نموده است.

در بعضی شرکت ها یا سازمان ها، برای پیش برد اکثر کارها با تکیه بر روابط (مغایر با برداشت من) و به نوعی سوء استفاده از موقعیت خود یا دیگری، یکدیگر را ابزار و پله ای برای رشد خود می نمایند. این خطری است که می تواند سازمان را تهدید کند. سوگیری به سمت چنین روابطی سیستم را متشنج می کند. گروهی فرصت طلب که در یک دور باطل قرار گرفته اند و تنها به فکر منافع شخصی خود درکوتاه مدت می باشند و سازمان را به نابودی می کشانند.

برداشتم در چنین شرایطی، نسبت به ضوابط این شرکت ها هم چندان خوش بینانه نیست. در واقع به این باور رسیدم که در نظر داشتن ضوابط به صورت مطلق در چنین شرایطی مناسب و قابل اعتماد نیست. خیلی دور از واقع نیست که حضور چنین فرصت طلبانی در جایگاهی که به آن دسترسی پیدا کرده اند منجر به وضع ضوابط و قوانینی گردد که مطابق با نفع خودشان باشد.

ضوابط در چنین سازمان هایی می تواند مصداق تعبیر زیبای معلم خوبمان محمدرضا شعبانعلی در مبحث شبکه های هرمی است: قانون طلایی در کسب و کار این است که قانون را با طلا می‌نویسند.

در محیط غیر رسمی و در روابط شخصی و فردی، میزان روابط می تواند بیشتر از رعایت ضوابط حاکم باشد. بطور مثال برای پول گرفتن یا قرض دادن نیازی به داشتن چک تضمین و وجود ضامن نیست. هر چند کیفیت و جنس رابطه خود  محکم ترین تضمین کننده می باشد.

به هر حال روابط و ضوابط بسته به شرایط و موقعیت می توانند به جهت خاصی سوگیری داشته باشند و نتیجه این سوگیری بسته به انتخاب ما می تواند ارزش آفرین یا بالعکس خطر آفرین باشد.

در محیط های رسمی، رعایت ضوابط  و مقررات با اصول استاندارد و حقوقی می تواند اثربخشی بیشتری را در بر داشته باشد. سوگیری به سمت ضوابط، اجرای صحیح قوانین در بخش مهمی مثل منابع انسانی می تواند به ارتقاء عملکرد و انگیزه کارکنان، جانشین پروری، پیشبرد اهداف شرکت و …  منتج گردد.

پی نوشت: عذر خواهی می کنم از اینکه برون ریزی ذهنی با پراکنده گویی همراه شد.