روز شکرگذاری

استاندارد

سکانس اول:

یکی از دوستان عزیزم که به تازگی مشغول عکاسی شده، عکسی زیبا از منظره برفی به همراه قندیل های آویزان برایم فرستاد. از او تشکر کردم و گفتم: امسال خیلی برف ندیدم، از دیدن عکست واقعاً لذت بردم.

سکانس دوم:

صبح برای رفتن به اداره می خواستم از خانه بیرون بیایم که یاد صحبت برادرم افتادم که گفته بود فردا هوا سرد می شود. دوباره برگشتم و شال گردنم را برداشتم و راه افتادم. در حیاط را که باز کردم متوجه شدم زمینی کمی خیس شده، فکر کردم باران می آید دستم را که با دستکش پوشانده بودم به سمت آسمان گرفتم و دانه های ریز برف را که حالت تگرگ داشت دیدم بسیار شگفت زده و خوشحال شدم. با شادی بسیار دستم را به سمت آسمان می گرفتم، دستم پر از برف شد، سپس در آغوش کشیدم و در تمام مسیر، خدارا شکر کردم، گاه صورتم را رو به آسمان می گرفتم تا با تمام حواسم وجود برف این نعمت الهی را بطور کامل لمس کنم.

امروز دیر آمدن ماشین و با تاخیر رسیدن به اداره به هیچ عنوان استرس و نگرانی برایم ایجاد نکرد. قسمت دیگری از مسیر را برای رفتن به اداره پیاده روی کردم، قدم های آهسته با چشمانی باز به اطرافم نگاه می کردم و دانه های ریز برف به همراه باد با سرعت و شدت محیط اطراف را سفیدپوش کرده بودند. وقتی به اداره رسیدم شبیه آدم برفی شده بودم، از شدت سرما دستم درد گرفته بود اما این درد برایم شیرین بود، با خنده و صدایی پر از نشاط و انرژی، به همکاران سلام و صبح بخیر گفتم و روزی متفاوت را شروع کردم.

سکانس سوم:

عکس هایی از محوطه شرکت گرفتم تا این لحظات زیبا را با تمام دوستان نازنینم به اشتراک بگذارم.

2 دیدگاه در “روز شکرگذاری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *