تفاوت ها

استاندارد

جمله ای که در گذشته بارها شنیدم اما آنرا خوب درک نکرده بودم ” می توانید با تفاوت ها مکمل یکدیگر باشید”

امروز این جمله خیلی برایم آموزنده بود “تفاوت ها به نوعی بیانگر تمایزها هستند، همچنین از تفاوت ها به نسبت  شباهت ها، می توانیم چیزهای بیشتری یاد بگیریم”

مصداقی که برای آن آورده شده بود، تفاوت رنگ ها بود که هر رنگ را متمایز با سایر رنگ ها می کرد. به مصادیق بیشتری برای تفاوت ها فکر کردم و در ذهن جستجو کردم، مصادیقی که بتوانم از آنها بیشتر بیاموزم.

  • خاطره آقا معلم برایم تداعی شد که با زباله گردها صحبت کرده بود و در آنها شرافت و حریص نبودن را بیشتر دیده بود.
  • ادب از که آموختی از بی ادبان، این هم مصداق خوبی است برای یادگیری از تفاوت ها.
  • ما بزرگترها (به لحاظ سنی) از کوچکتر ها، زندگی کردن در هم اکنون و تجربه زندگی در زمان حال را می آموزیم.
  • آنچه از مطالعه یک کتاب و جملات طولانی می آموزیم بسیار متفاوت و متمایز از مطالعه داستان کوتاه یا جملات کوتاه (رتوریک) در شبکه های اجتماعی است.
  • آنچه از کسانی که مسیری متفاوت یا حتی متضاد با ما را انتخاب کرده اند می تواند بسیار آموزنده باشد.
  • یادگیری هایی که از شکست خورده ها یا پیروزمندان بدست می آوریم متفاوت و آموزنده است.
  • از خصوصیات شخصیتی و الگوهای رفتاری متفاوت می توانیم بسیار بیاموزیم.
  • کارمندی یا کار آفرینی که هر دو مسائل آموزنده مختلف و متفاوتی دارند.
  • کار کردن در محیط سازمانی بزرگ یا شرکت کوچک تجربه های آموزنده متفاوتی دارند.
  • در فضای فیزیکی و فضای دیجیتال یا آن لاین، موارد متفاوتی برای یادگیری مشاهده می شود.
  • کار کردن در محیطی غریب و نا آشنا، با افرادی که هیچگونه شناختی از آنان نداریم، در مقایسه با حضور در محیط آشنا و کار با افرادی که شناخت نسبی داریم می تواند تجربه متفاوت و آموزنده ای برایمان ایجاد کند.

بطور کلی با فهرست کردن این مصادیق به این نتیجه رسیدم که، تفاوت ها بیشتر می توانند ما را برای حرکت و تلاش به سمت فهم و یادگیری هدایت کنند و شباهت ها امکان دارد ما را به توقف یا سکونت در منزلگاه فعلی به جهت حفظ امنیت دعوت نمایند.