وهم

جهان، آلوده خواب است.

فرو بسته است وحشت در به روی هر تپش، هر بانگ

چنان که من به روی خویش

در این خلوت که نقش دل پذیرش نیست

و دیوارش فرو می خواندم در گوش:

میان این همه انگار

چه پنهان رنگ ها دارد فریب زیست!

شب از وحشت گرانبار است.

جهان آلوده خواب است و من در وهم خود بیدار:

چه دیگر طرح می ریزد فریب زیست

در این خلوت که حیرت نقش دیوار است؟

“سهراب سپهری، هشت کتاب، ”

 

 

در مسیر زندگی سعی می کنیم به درک و تجربه عمیق تر از دنیای اطراف دست پیدا کنیم و در هر لحظه با قدم برداشتن، برای شفاف شدن مسیر پیش رویمان و رهایی از وهم تلاش می کنیم. آیا به تصویر شفاف خواهیم رسید؟

پی نوشت: عکس مربوط به پاییز ۱۳۹۵ در مسیر صومعه سرا می باشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *