آنتراک

استاندارد

یک روزهایی بسیار شلوغ و پر کار هستم و در نتیجه به طور نسبی به کارهای مورد نظرم می پردازم. یک روزهایی هم با وجودیکه اکثر کارهای مورد نظرم را انجام داده ام و روز آرام تری را گذراندم، خیلی سرحال نیستم. بطور کلی فکر می کنم  وقتی تحت فشار هستم و زمان و فرصت کوتاه تری را در اختیار دارم بهتر از آن استفاده و بهره برداری می کنم. موضوع دیگر اینکه وقتی بصورت ترکیبی به کارها و مسائل مرتبط و غیر مرتبط می پردازم حس رضایت بیشتری را تجربه می کنم، یعنی انجام کارهای موردنظر خودم به اضافه انجام امور محوله ای که متعهد و مسئول انجام دادن آنها هستم.

برای اینکه در بلند مدت و روزهای طولانی تر رضایت را تجربه کنم، مناسب تر است ترکیبی از کارهای مهم، غیر مهم، ضروری و غیر ضروری را در کنار هم داشته باشم. البته  درصد و میزان انجام هر نوع از کارها را می توانم نسبت به هدفم مشخص کنم. همچنین بخاطر داشته باشم وقتیکه تماماً و به صورت صد در صدی بر روی کارهای مهم تمرکز دارم شاید در کوتاه مدت برایم مطلوب باشد اما نتیجه اثربخش آن در طولانی مدت، اتفاق نخواهد افتاد، چه بسا به این شکل دچار خستگی، فرسودگی و دلزدگی بشوم. به همین علت است که زمانی را برای استراحت یاخواب اختصاص می دهیم تا انرژی و جانی تازه بدست آوریم.

گاهی اوقات این موارد را فراموش می کنم و وقتی دچار خستگی و بی حوصلگی شدم به دنبال دلیل آن می گردم. در این مواقع نوشتن و فکر کردن و حرف زدن با خود و فهرست کردن گزینه ها و راه های متفاوت در خصوص مسائل پیش رویم، برای یافتن و پیدا کردن نتیجه و انتخاب راه حل مناسب، اثربخش بوده است.

به این باور رسیده ام که دستیابی به خواسته ها و اهداف، صرفا با حرکت کردن سریع تحقیق نمی یابد و وجود آنتراک هایی هر چند کوتاه، برای کسب انرژی و پیمودن راه با قوای بیشتر ضروری می باشد.