آنچه گذشت

استاندارد

بعد از یک هفته مسافرت، نوشتن را از سر گرفتم. متاسفانه در طول مسافرت، فرصتی برای نوشتن پیدا نکردم و تنها در ذهنم جای خالی آنرا احساس می کردم. گاهی موردی پیش می آمد و فکر می کردم در مورد آن چه چیزهایی می توانم بنویسم.

آب و هوا در هفته گذشته هر روز متفاوت با روز قبل بود و این تفاوت بطرز محسوسی قابل مشاهده بود. شدت سوز سرما در ابتدای هفته باعث شد بعد از خروج از خانه، چند لحظه ای مکث کنیم و با تعجب همدیگر را نگاه کنیم، از این جهت که انتظار چنین سرمایی را نداشتیم اما بعد با خنده به راهمان ادامه می دادیم. اواسط هفته هوا نسبتاً مطلوب بود و در آخرین روز سفر، هوای بسیار مطبوع بهاری همراه با باران را تجربه کردم، بطوریکه پالتو را از تنم درآوردم و در صحن انقلاب حرم مطهر امام رضا (ع) نماز ظهر را خواندم و پس از زیارت پایانی چند دقیقه ای را در زیر باران گذراندم.

گذشت زمان در طول این هفته برایم به کندی گذشت، پس از مدت طولانی دیدارها تازه شده بود، اکثرمان از این ملاقات لذت بردیم و سعی کردیم از لحظه لحظه در کنار هم بودن مان نهایت استفاده را ببریم. از بازی، سرگرم کردن بچه های کوچکتر و شنیدن صدای خنده ها و فریاد شادیشان کلی انرژی گرفتم.

سفر شیرین و لذت بخشی بود و روحم تازه شد.

به هر حال آنچه در سفر اخیر بر من گذشت، بیش از پیش نشانگر و یادآور این شد که نه خوشی ها و لذت ها دوام دارند و نه ناخوشی ها. بهتر است وابسته ی خوشی های زودگذر نشوم و از طرفی در ناخوشی ها غرق نشوم. آنچه مهم است حرکت، تلاش و پشتکار است برای ارائه بازی بهتر در صحنه زندگی، با پشیمانی کمتر در نحوه استفاده از فرصت های محدودمان.

4 دیدگاه در “آنچه گذشت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *