سرمایه ذهنی

استاندارد

بعضی جملات تاثیر بسیار زیادی بر روی من گذاشته است. البته گوینده جمله هم در این قضیه اثر گذار بوده است. اینکه جملات و حرف ها و سخنان را از زبان چه کسی می شنویم نیز موثر است. گاهی با خواندن بعضی جملات کوتاه، احساس خوشایندی گذرا را تجربه می کنیم و به سرعت نیز فراموش می کنیم و از ذهن مان پاک می شود.

حجم اطلاعات و داده ها در محیط اطرافمان بسیار است. ما نسبت به بعضی کلمات، جملات، صحبت ها و گفته ها حساس تریم، این حساسیت با توجه به مسائل مختلف از جمله مدل ذهنی، نحوه زندگی، اهداف، شخصیت فردی و … می تواند از یک فرد به فرد دیگر متفاوت باشد. به این ترتیب یکسری دانسته ها هستند که با مدل ذهنی ما همخوانی و سنخیت بیشتری دارد یا اینکه دوست داریم یک مدل ذهنی یا حتی یک جمله را بصورت درونی و ذهنی بر وجودمان بیافزاییم. بطور کلی متوجه شده ام که تغییر دادن، اصلاح مدل ذهنی یا حذف یک رفتار اشتباه گاهی بسیار سخت و زمان بر می باشد. با این حال بسیار ارزشمند است در جهت بهبود کیفیت زندگی مان در این راه اراده و همت بسیار داشته باشیم و آنرا سرمایه گذاری بلندمدت و عمیق تصور کنیم.

آنچه در مواجهه با جملات کوتاهی که با فکر و ذهنم همخوانی دارد و ترجیح می دهم به عنوان مدل ذهنی ام باشد را از طریق موارد ذیل جستجو می کنم.

-فکر کردن عمیق تر بر روی کلمات و جملات و تلاش برای نوشتن جملات و تداعی های بیشتر در پی آن می تواند اثربخش باشد.

-مطالعه کردن و خواندن مطالب بیشتر در رابطه با موضوع مورد نظرمان هم می تواند تسهیل کننده در درک بیشتر و نگرش عمیق تر شود.

-جستجو و پیدا کردن مصادیق یا تداعی هایی همسو با آنچه مدنظرم است.

برای اینکه بتوانم جملات، سخنان و مدل ذهنی مفید و مناسب را در خودم درونی کنم بایستی بتوانم با آن ها زندگی کنم یعنی باور داشته باشم و ایمان قلبی به اینکه آن تغییر یا اصلاحات تاثیرگذار در بهبود کیفیت زندگی ام است. بدین طریق با تلاش، تمرین و تکرار در جهت عمل کردن به آنچه باور دارم نسبت به کاهش فاصله دانستن تا عمل کردن اقدام می کنم.

گاهی شده پس از حرف یا صحبتی سریعاً آنرا اصلاح کردم، از این بابت خیلی نگران نیستم و فکر می کنم با این اصلاحات بالاخره روزی باور قلبی و ذهنی ام در عمل مشهود تر خواهد شد. بخاطر دارم در فایل صوتی نقطه شروع آقا معلم عزیزمان این نکته را تاکید داشتند که در بکارگیری کلمات دقیق تر باشیم. در حقیقت دقت در کلمات و جملاتی که بازگو می کنیم بیانگر مدل ذهنی مان است و چه خوب است آنچه مقبول مان است را بتوانیم به نحو شایسته تر ابراز کنیم و نشان دهیم.

تعداد زیادی از جملات و صحبت هایی که بسیار برایم دلنشین و تاثیرگذار بوده و تا مدتی مرا به فکر فرو برده است از آقا معلم عزیزم محمدرضا شعبانعلی شنیدم. بدین ترتیب بسیار دوست دارم و در لحظه لحظه زندگی ام تلاش می کنم تا در مدل ذهنی و عملکردم نمود داشته باشد. آنچه در ادامه نقل می کنم به جز مورد اول، برداشت ذهنی من از جملات و سخنان ایشان است.

-انسان بودن شاید، به معنی تلاش برای بهتر کردن دنیا باشد هر چقدر هم کوچک حتی به اندازه ترسیم گلی ساده بر روی سنگی در بیابان افتاده جایی که هرگز دیده نخواهد شد.

-هر یک از ما برداشت خودمان را از گفته ها و شنیده ها و محیط اطرافمان داریم که متفاوت با واقعیت یا منظور طرف مقابل است.

– ما از قدرت انتخاب و اختیار برخورداریم.

-ما در قبال نحوه استفاده از امکانات در دسترس مان و ظرفیت ها و فرصت هایمان مسئولیم و باید پاسخگو باشیم.

-خیر و شر کارهایمان مشخص نیست با این حال تلاش کنیم دنیا را به جای بهتری تبدیل کنیم تا در هر نقطه این کره خاکی هستیم به نحو شایسته اثرگذار باشیم.

-تفاوت انسان ها در اینست که تا چه میزان می توانند منافع دیگران را تامین کنند.

1 دیدگاه در “سرمایه ذهنی

  1. معصومه جان
    نوشته هات دوست داشتنی هستند. برای من خواننده حتی اگر نمیدونستم شما متممی هستی به نظرم میومد که نگارنده کسیه که دائما وسواس و دغدغه تحلیل و رشد شخصی رو داره.
    نکته ای که در مورد معلم عزیزمون گفتی برای من هم صادقه. اما مسئله هست که گاهی منو عمیقا به فکر فرو میبره.
    جادویی در جملات مختصر وگیرا هست که اون اینه: وقتی میخونیشون یه جورایی فکر میکنی تبدیل شدی به اون مدل قشنگی که اون جمله تبلیغش رو میکنه.
    مثلا این جمله رو ببین، همین که خودتون از آقای شعبانعلی نقل کردید:
    انسان بودن شاید، به معنی تلاش برای بهتر کردن دنیا باشد هر چقدر هم کوچک حتی به اندازه ترسیم گلی ساده بر روی سنگی در بیابان افتاده جایی که هرگز دیده نخواهد شد.
    من اولین باری که اینو خوندم انقدر در من اثر کرد که راستی راستی فکر کردم من هم با تکرار این جمله به این مدل انسان تبدیل میشم که انقدر انگیزه زیبایی داره. اما حقیقت چیز دیگه ست، حقیقت اینه که خیلی از ماها اتفاقا دنبال گوشه دنج و خلوتی در یک بیابان هستیم تا اون روی ناپسندی که به هیچ کسی نشون ندادیم رو هویدا کنیم…
    میخوام بگم فهمیدم، از نهاد یک جمله زیبا تا نهاد من خیلی فاصله ست. خیلی تمرین میخواد. خیلی گذشت و صبوری میطلبه. به شخصه امیدوارم قبل از اینکه این بازی بزرگ رو ترک کنم، کمی طعم یک رنگی رو در خودم بچشم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *