عادت به سحرخیزی

استاندارد

یکی از عادت های خوبی که امسال به آن دست پیدا کردم، عادت به سحرخیزی است. حتی روزهای تعطیل هم سعی می کنم زودتر از سایرین بیدار بشوم. این عادت خوب را در اغلب انسان های موفق از جمله آقا معلم یاد گرفتم. تقریبا از ابتدای سال، ساعت بیدار شدنم را به اندازه نیم ساعت زودتر تنظیم کردم و پس از ۶ ماه در نیمه دوم سال دوباره نیم ساعت زودتر از همیشه بیدار شدم و تا بالاخره تونستم جمعا یک ساعت زودتر از همیشه یعنی ساعت ۵ صبح بیدار شوم.

تجربه ای که از سحرخیزی طی این یک سال بدست آوردم بسیار مفید و ارزشمند بود. قبل از رفتن به اداره حدود یک ساعت و نیم وقت دارم که تا حد امکان حداقل ۲ مورد از کارهایم را انجام می دادم از جمله:

  • نرمش کردن
  • خواندن لغات زبان انگلیسی
  • نوشتن یادداشت روزانه
  • خواندن قرآن
  • مطالعه کتاب
  • گوش دادن به فایل صوتی

عادت به سحر خیزی باعث شد نسبت به وقت و زمانم حساسیت بیشتری داشته باشم و تا جایی که می توانستم بر روی زمان و فرصت هایم مدیریت کنم. همچنین این عادت به نوعی برایم نقش مدیریت در شرایط ابهام را ایفا می کرد، روزهایی بود که آب قطع شده بود و خوشحال بودم که کارهایم را انجام دادم و به مشکل بر نمی خوردم یا برنامه های از قبل پیش بینی نشده بوجود می آمد که آن یک ساعت سحرخیزی باعث شده بود به نسبت یک ساعت جلوتر از سایرین باشم و کارهایم زودتر انجام شده و در نهایت با تنش کمتری، در برنامه ها حضور پیدا کنم.

هر چند هنوز با سحرخیزی ایده آلم فاصله دارم و سعی می کنم این روند را ادامه دهم.

 

4 دیدگاه در “عادت به سحرخیزی

  1. امین محمدی

    سلام معصومه.
    اگر کمتر از ۷ ساعت بخوابم به وضوح احساس می کنم که کارایی مغزم کم شده. شفافیت لازم رو نداره. تمرکزم هم کم میشه.
    مشکل من سحر خیزی نیست بلکه مدت زمان خوابه. اگر ساعت ۱۰ شب بخوابم ساعت ۵ صبح بیدار میشوم.
    از طرفی خیلی دوست دارم که مدت زمان خوابم رو کم کنم. البته بدون کاهش در کارایی مغز.
    شما چند ساعت می خوابی ؟ مدت زمان خواب روی کیفیت مغزتون تاثیر میذاره ؟

    • معصومه خزاعی

      امین عزیز
      من قبلا ۸ ساعت کامل می خوابیدم اما همونطور که توضیح دادم ساعتش رو در طول یکسال به ۶ ساعت کاهش دادم. البته بصورت مطلق و همیشگی این اتفاق نمی افته ولی روزها و هفته هایی که بصورت منظم ۱۱ شب تا ۵ صبح می خوابم، خیلی سریع به خواب میرم. این رو هم باید در نظر داشته باشیم که انسان ها با هم متفاوتند و از توانایی فیزیکی متفاوتی برخوردارند، در نتیجه نمی تونیم یک نسخه رو فراگیر کنیم. با این حال فکر می کنم بدنمون بتونه با وضعیتی که عادتش بدیم مثلا ۶ ساعت یا ۸ ساعت خواب، سازگار بشه. همچنین به نظرم ۶ ساعت خواب میتونه کافی باشه و شاید این کاهش کارایی مغز که بهش اشاره کردید در مواردی اتفاق بیفته که می شنویم افراد تنها ۲ یا ۳ ساعت در طول شبانه روز می خوابند. مطالعه کامنت های دوستان متممی عزیز در مبحث تجربه های خوابیدن هم میتونه براتون مفید باشه.

    • معصومه خزاعی

      سید مهدی عزیز
      در اکثر کارها، برداشتن قدم های کوچک و میکرو اکشن برای من خیلی کمک کننده است. فکر می کنم بتونید با ۱۰ دقیقه زودتر بیدار شدن شروع کنید و هر وقت منظم و ثابت شد گام بعدی رو بردارید🙂

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *