شکرانه

استاندارد

خدا را شکر عمل جراحی دوست نازنینم به خیر گذشت. روزها و لحظه های سختی رو پشت سر گذاشتیم. یکی از لحظه های سخت و دشوار که ثانیه ثانیه اش به کندی می گذشت زمان عمل بود. تا از اداره به بیمارستان رسیدم خبر دادند که همین الان بردن اتاق عمل، مبهوت و با بغض روی صندلی در کنار بقیه نشستم. صدای بارش شدید باران را شنیدم اما حس نداشتم تا شیشه پشت سرم را نگاه کنم و با این جمله که وای چه بارانی می آید، با حالت گیج پشت سرم را نگاه کردم حدود ۳-۲ دقیقه باران شدیدی گرفت. مشغول دعا کردن و قرآن خواندن شدیم.

کسی با کسی صحبت نمی کرد و اکثرمان در حال ذکر و دعا بودیم. بعد از حدود ۳ ساعت شنیدیم که عمل تمام شده و در ریکاوری هست. خانواده بیماری دیگر در آنجا بودند که سر صحبت باز شد و اظهار کرد که بیمار همان پزشکانی بودند که دوستم هم تحت عمل بود. بقدری با انرژی و آرامش صحبت کرد و به ما روحیه داد، که لبخند بر لب همگی مان نشست و تا حدودی استرس و تنش مان کمتر شد. فکر می کنم یکی از عواملی که استرس و نگرانی را برایمان بیشتر می کند ابهام و ناشناخته بودن مسیر پیش رو است و وقتی اطمینان کم کم حاصل می شود میزان استرس هم کاهش پیدا می کند. آن خانم بقدری رضایت داشت که می گفت خدا از عمر من بکاهد و به عمر اینان بیفزاید. با حرف هایش خیلی دلم آرام گرفت.

بعد از بیرون آوردن از ریکاوری، وقتی با بی تابی و پریشان حالی بیمارمان مواجه شدیم، دوباره شوک شدم. بخصوص وقتی به بخش منتقل کردند و می خواستند روی تخت جابجا کنند. از ناله هایش پشت در به گریه افتادیم.

با این حال بالاخره لحظه های تاریک و سخت گذشت و لحظه به لحظه روند رو به بهبودش در حال طی شدن است🙂

شکرانه این نعمت را بجا می آورم و لطف و رحمت بی کران پروردگار را بخاطر می سپارم.

پروردگارا بخاطر تمام محبت ها و رحمت هایی که در طول زندگی بر من روا داشتی سپاسگذارم.

خداجونم از اینکه به داشتن لحظات خوش، در کنار دوست نازنینم بر من منت گذاردی ممنون و شکرگذارم.

امیدوارم سایر بیماران روند رو به بهبود و سلامتی کامل را پیش رو داشته باشند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *