محدوده احترام

استاندارد

طی حرف ها و صحبت هایی که در دید و بازدید ها صورت گرفت. بعد از تعریف و تمجید از خانه داری یکی از آشنایان درخصوص مدل ذهنی و تفکرات آن شخص، اینگونه عنوان کردند که ایشان معتقد است تا دختر بزرگتر ازدواج نکرده موافق ازدواج دختر کوچکتر خانواده نیستند. با وجودیکه افراد زیادی در این خصوص وساطت کردند و صحبت کردند، به هیچ وجه کوتاه نیامده است. همچنان هر سه دختر در خانه پدری هستند و حرفی نزده اند.

گفتم: بچه ها چه صبری دارند. اگر یک وقت یکی از آنها مشکلی ایجاد کند والدین چکار می کنند؟

گفتند: صحبت خداست که تنها در صورتی می توانید صحبت های والدین را قبول نکنید که کفر بگویند.

گفتم: پس آزادی و انتخاب چه می شود؟

گفتند: خوب تربیت شده اند و احترام را بلدند.

گفتم: حضرت نوح فرزندش را بد تربیت کرده بود؟

گفتند: …

دیگر ادامه ندادیم.

سوالاتی در ذهنم چرخید.

  • محدوده رعایت احترام کجاست؟
  • آیا اجازه دادن به اطرافیان برای اینکه بجای ما تصمیم بگیرند و آینده ما را تسخیر کنند احترام است؟
  • تعصب و کج فهمی و دفاع از اشتباهات دیگران برای چیست؟
  • از کجا اطمینان دارند که سرپیچی و کج روی در زیر برچسب احترام پوشیده نشده است؟
  • تربیت درست و خوب را در چه چیزی می بینیم؟
  • چه  شاخص هایی نشانگر تربیت صحیح می باشد؟

همین قدر باور دارم که آنچه صرفاً در ظاهر می بینیم و بر اساس گفته ها و شنیده هاست بی پشتوانه است وتا وقتی جزئی از آن مسئله نباشیم و پای خودمان گیر نباشد، نمی توانیم راه حل مناسبی پیدا کنیم. همچنین به این نتیجه رسیدم که با کسانیکه بصورت مطلق و متعصبانه صحبت می کنند، نمی شود مسیر یک مصاحبت منطقی و معقولانه را طی کرد و بهتر است که متوقف شد.