بدهکاری

استاندارد

توی این مدت کوتاهی که مشغول رانندگی و کسب مهارت آن هستم به دلیل کمبود مهارت و ضعف در آن وقتی پشت فرمان قرار می گیرم، به همه یا بهتر است بگویم قریب به ۹۹% راننده ها حق می دهم و در حداقل موارد عملکردم را کاملا صحیح می دانم. از آنجائیکه محتاطانه و با سرعت پایین حرکت می کنم بوق های مکرری را می شنوم و به عصبانی شدن راننده های پشت سر حق می دهم، در حقیقت خودم را بدهکار نسبت به کند کردن روند حرکت شان و شاید اتلاف وقت شان می دانم. فشاری که در چنین فضایی وارد می شود را اجتناب ناپذیر می بینم و استرس زیادی را تحمل می کنم و گاه عزت نفسم کاهش پیدا می کند، تا به هر حال به بهبود مهارتم و تسلط کامل بر آن و افزایش عزت نفس دست پیدا کنم. اما نکته مهمی که آویزه گوش خواهم کرد این است که پس از کسب مهارت، روندی که طی کردم را فراموش نکنم و از کنار کسانی که در مرحله ابتدایی و شروع به قدم گذاشتن در این فضا هستند، صبورانه گذر کنم.

وقتی مجددا داشتم مطلب درباره مهاجرت را در روزنوشته ها می خواندم، رانندگی کردن برایم تداعی شد. در رانندگی بدلیل تازه کار بودنم و ضعف در تسلط به این مهارت، کاملا محتاطانه به پیش می روم و به همه حق می دهم و طلبکار نیستم. فکر می کنم یکی از عواملی که باعث کاهش طلبکاری اجتماعی ما می شود، کمبود دانش و ضعف در تسلط به یک حوزه و ایجاد فشار و سخت گیری در جهت توسعه دانش و نگرش مان باشد. به تعبیر دیگر بیگانه و غریب بودن در فضایی که آشنایی و شناخت بسیار کمی نسبت به آن داریم می تواند در کم شدن طلبکاری اجتماعی کمک کننده باشد.

همچنین فکر می کنم اگر بتوانیم نه با اجبار بلکه به اراده و انتخاب خودمان فضایی را ایجاد کنیم تا به صورت حرفه ای و بیشتر از میانگین اطرافیان مان در راستای اهداف و انجام امور تلاش کنیم و از جهتی سطح طلبکاری را متوسط رو به پایین در نظر بگیریم، شاید مسیر مناسب تری را طی کنیم.

یکی از انتخاب ها، قرار دادن خودمان در مسیر قوهای سیاه است. شاید ناخوشایند و سخت و دشوار باشد ولی فکر می کنم قوهای سیاه باعث توانمندی و بیشتر شدن مقاومت مان شود و از وضعیت شکنندگی رهایمان کنند. برای رسیدن به استقلال، حس قدرت و دستیابی به مهارت رانندگی هم سعی کردم وجود انواع قوهای سیاه را بپذیرم و نحوه مواجهه یا گذر از کنار آنها را بیاموزم.

به نظرم انتخاب وضعیت ورود به دنیای قوهای سیاه یا اینکه در شرایط محتاطانه قدم برداشتن و پرهیز از مواجهه با قوی سیاه تا لحظه ای که به جبر با شرایط اجتناب ناپذیر و غیر قابل پیش بینی روبرو شویم، می تواند عکس العمل ها و انتخاب های متفاوتی را پیش روی مان قرار گیرد. در وضعیت اول امکان بررسی گزینه های بیشتر در جهت مقابله با مسائل فراهم است و در حالت دوم شاید جبر پذیرش قوی سیاه و دست به گریبانی و حل و جذب شدن در آن، تنها گزینه پیش رو باشد.