تلاش برای حرفه ای گری

استاندارد

ماجرایی که امروز اتفاق افتاد و حواشی آن را بیان کنم تا چند دقیقه ای بخندید البته شاید خنده تلخ.

پیگیر عدم وصول کارت خودرو بودم که با جستجوی بارکد پست فهمیدم بایستی به پلیس راهور ناجا مراجعه کنم اما کجا؟ نمی دونستم. برای رفتن به اداره پست مرکزی، برگه مرخصی ساعتی را پر کردم در این برگه دو گزینه شخصی یا اداری درج شده، که طبق معمول بر روی کلمه اداری خط کشیدم و جهت گرفتن امضاء به رئیس اداره مراجعه کردم.

متوجه شدم که مشغول نوشتن بر روی یک برگه دیگر هستند و بعد با لبخند برگه را تحویلم دادند. با تعجب برگه را نگاه کردم، همان موقع همکارم وارد اتاق شد گفتم آخه و بعد تشکر کردم و از اتاق بیرون آمدم. وارد اتاقم شدم و مات و مبهوت به برگه نگاه کردم و نجوای صداهایی را در گوشم می شنیدم. “وقتی از اشتباه بودن کاری مطلع هستی و به نادرست بودن آن اطمینان داری، تو هم به سهم خودت مقصری و تو مسئولی” مردد ایستاده بودم که همکارم پرسید چیزی شده؟ برایش توضیح دادم و گفتم می خواهم پیش رئیس بروم و برگه ام را عوض کنم ولی الان خانم … تو اتاقشون هست و شاید فکر کنه می خواهم ضایعش کنم، منتظرم اون بیاد تا بروم.

تائید کرد و گفت فقط برای اینکه بهش برنخوره یا خجالت زده نشه بهتره این بهانه رو بیاری و بگویی چون کارت زود تموم می شود می خواهی برگه شخصی بگیری و اگر یک زمانی کار ضروری داشتی بهش اطلاع می دهی. برگشتم به اتاق رئیس و ازش تشکر و عذرخواهی کردم و گفتم حالا این برگه پیشتون باشه، اگر ضرورتی پیش آمد تاریخش رو بعدا برام عوض کنید. برگه ی دیگری نوشت و امضا کرد.

حس خوبی داشتم و به سمت اتاقم رفتم. ماجرا را برای یکی دو تا از همکاران نزدیک ترم تعریف کردم و با عکس العمل جالب و خنده دارشون مواجه شدم.  گفتند: ” خاک بر سرت، دیونه ای؟، برو بابا” بعد هم نگاه عاقل اندر سفیه ای انداختند که کلی باعث خنده ام شد.

رفتم اداره پست و نمایندگی ایران خودرو و پس از پیگیری کارم، کمی ناراحت و عصبانی به اداره برگشتم و به همکارم گفتم که به دلیل آدرس اشتباه مدارک به شهرک آزمایش در مرزداران فرستاده شده و بایستی به آنجا مراجعه کنم. همون موقع گفت بیا اینها رو ببین چطور کار می کنند اونوقت تو، گفتم نمی خواهم مثل اونها باشم، بالاخره باید یک فرقی بین ماها باشه.

حواشی تلاش برای حرفه ای گری با همه صحبت های ناراحت کننده اش، خنده بر لبم آورد، به همکارهام گفتم تفاوت عکس العمل ها و بازخوردها را ببینید یکی بخاطر دیدن حرفه ای گری در اطرافیانش، اونها رو تشویق می کنه و کتاب میخره. اون وقت من باید با این برخورد شایسته شما مواجه بشم.  😉

کلی با هم خندیدیم و برای من همین کافی بود، تا محکم و با اراده بیشتر در جهت برداشتن قدم های بزرگ تر حرفه ای گری، بدون نیاز به انگیزاننده های بیرونی و صرفا با انگیزه درونی تلاش کنم.