کبریت خیس

استاندارد

با بخشی از شعر نگو از عباس صفاری در کتاب کبریت خیس، بیشتر ارتباط برقرار کردم. شعری که برایم تداعی کننده توجه به مدیریت زمان است.

در انتظار چه نشسته ای

زمان علف خرس نیست عزیزم

هر ثانیه ی حرام شده اش را

باید حساب پس بدهی

حواست نباشد

همین ساعت لکنته ی دیواری

به نیش عقربه های تیزش

تو را و اشتیاق مرا

به اجزای موریانه پسند تجزیه می کند

و چشم هایت را می برد

مانند دو تمبر باطل شده ی قدیمی

در آلبومی کپک زده بچسباند.

و این قسمت از شعر هم برایم، نکات کلیدی از جمله دیدن سهم خودمان در تصمیم گیری و تاثیر انتخاب کردن گزینه های متعدد و متنوع را در نهایت امر، یادآور و متذکر می شود.

نگو کسی به فکرت نیست

و نامت را دنیا از دنیا برده است

شاید دنیا

(تویی و من)

و نام ما مهم نیست در جریده عالم

با حروف درشت چاپ شود

همین که جانانه بر لبی جاری شود

تا ابدیت خواهد رفت.

2 دیدگاه در “کبریت خیس

  1. معصومه جان شعر بسیار زیبا بود

    این شعر مرا یاد شعر مرحوم مجتبی کاشانی انداخت
    ذهن ما باغچه است
    گل در آن باید کاشت
    و نکاری ،گل من
    علف هرز در آن می روید
    زحمت کاشتن یک گل سرخ
    کمتر از زحمت برداشتن
    هرزگی آن علف است ………

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *