قاب شکسته

استاندارد

چارچوب، قالب، متر، استاندارد و قوانین دست و پا گیر می توانند زنجیری باشند یا مانعی شوند که انرژی زیادی را از ما بربایند و مستهلک مان کنند و در نهایت ما را از حرکت باز دارند و متوقف سازند.

در قاب و اندازه تعریف شده حرکت کردن، خلاقیت را از ما سلب می کند.

استانداردها و ایزوهایی که اعتقاد و باوری نسبت به آنها وجود ندارد و صرفاً جهت خودنمایی و جا نماندن از قافله عقب ماندگان بر دیواری در معرض دید کوبیده می شود.

تهیه ساختار و حرکت در راستای خط مندی پیش بینی شده گاه ضررش بیش از فایده است.

انعطاف پذیری و بدون چارچوب و بی برنامه بودن صرف، هم نمی تواند راهگشا باشد.

فکر می کنم برای پیشبرد اهداف مان، مفید تر باشد راهی را انتخاب کنیم که نه به مانند اسیر و زندانی گرفتار در بند زندان باشیم و نه در بستر بی پروایی، پراکندگی و پریشانی با آزمون و خطا کردن، آشفتگی را تجربه کنیم.

در نظر داشتن و توجه به هر دو سمت این طیف با توجه به شرایط و نوع هدف و برنامه مان می تواند مسیر را بر ما روشن تر سازد. شاید چنین متصور باشد که گاه حرکت در میانه این طیف می تواند مناسب باشد و گاه حرکت به یکی از دو سر طیف می تواند منفعت بیشتری را پوشش دهد.

باید خود تجربه کنیم، فکر کنیم  و بیابیم که در چه نقطه ای آزادانه، کم تنش و راحت تر می توانیم حرکت کنیم و به پیش رویم.