جذابیت ناشناخته ها

در حال مطالعه کتاب جستارهایی در باب عشق اثر آلن دوباتن هستم. پس از مطالعه حدود ۷۰ صفحه، افکار پراکنده ام که برگرفته از این مجاورت می باشد را به شرح سطور زیر به نگارش در آوردم.

کدام برایمان جذاب تر است؟

  • دنیای ناشناخته یا دنیای آشنا و شناخته شده
  • دوستان قدیمی و آشنا یا دوستان جدید با شناخت کم
  • بازی های تکراری که مدت زیادی با آنان مانوس شدیم یا بازی های جدید و ناآشنا
  • محیط کاری ثابت در طولانی مدت یا تغییر محیط کار پس از یک بازه زمانی مشخص (مثلا سه ساله)
  • رفتن از مسیرها و ممرهای تکراری یا هر از چندی امتحان کردن گذرگاه ها و معبرهای متفاوت
  • هم رنگ جماعت شدن و همانند مردم بودن یا منحصر به فرد و خود واقعی بودن

با نیم نگاهی از دور، شاید پا گذاشتن در ورطه ی ابهام به نظر خوشایند و هیجان انگیز برسد و بتوانیم مدعی متجاسر بودن باشیم.

آیا ورود به سرزمین مه آلود می تواند انتظار ما را در نیل به خواسته ها، آمال و آرزوها برای مدت طولانی محقق سازد؟

فکر کنم انتخاب تازه ها و ناشناخته ها و پا نهادن در مسیری بدیع چندان سهل نخواهد بود. با این حال انتخاب پیچیدگی جذاب تر از خطی حرکت کردن و سادگی باشد.

بیشتر بخوانید