جذابیت ناشناخته ها

استاندارد

در حال مطالعه کتاب جستارهایی در باب عشق اثر آلن دوباتن هستم. پس از مطالعه حدود ۷۰ صفحه، افکار پراکنده ام که برگرفته از این مجاورت می باشد را به شرح سطور زیر به نگارش در آوردم.

کدام برایمان جذاب تر است؟

  • دنیای ناشناخته یا دنیای آشنا و شناخته شده
  • دوستان قدیمی و آشنا یا دوستان جدید با شناخت کم
  • بازی های تکراری که مدت زیادی با آنان مانوس شدیم یا بازی های جدید و ناآشنا
  • محیط کاری ثابت در طولانی مدت یا تغییر محیط کار پس از یک بازه زمانی مشخص (مثلا سه ساله)
  • رفتن از مسیرها و ممرهای تکراری یا هر از چندی امتحان کردن گذرگاه ها و معبرهای متفاوت
  • هم رنگ جماعت شدن و همانند مردم بودن یا منحصر به فرد و خود واقعی بودن

با نیم نگاهی از دور، شاید پا گذاشتن در ورطه ی ابهام به نظر خوشایند و هیجان انگیز برسد و بتوانیم مدعی متجاسر بودن باشیم.

آیا ورود به سرزمین مه آلود می تواند انتظار ما را در نیل به خواسته ها، آمال و آرزوها برای مدت طولانی محقق سازد؟

فکر کنم انتخاب تازه ها و ناشناخته ها و پا نهادن در مسیری بدیع چندان سهل نخواهد بود. با این حال انتخاب پیچیدگی جذاب تر از خطی حرکت کردن و سادگی باشد.

2 دیدگاه در “جذابیت ناشناخته ها

  1. معصومه جان من بارها در انتخاب بین این دو گزینه دوم یعنی ناشناخته ها رو برگزیدم و بعد از چندین تجربه بزرگ که منجر به قدم گذاشتن در راه های جدید(و نا لزوما موفقیت آمیز) برام شدند، باید بگم که پیمودن مسیرهای جدید اصلا کار ساده ای نیست.
    بسیار جذابه وقتی ازش حرف میزنیم ولی پاگذاشتن توش و در میان راه دلواپس و مردد نشدن بسیار تمرین میخواد. هرچند که با گذروند چندین اتفاق تلخ، این تلخی ها دیگه برام شیرینه اما معتقدم هنوز پیمودن راه رو بدرستی بلد نیستم.
    اما چه کنیم که به قول سعدی:
    به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

    پی نوشت:
    ممنون برای بکار بردن کلمه “متجاسر”، تا به حال نشنیده بودم.

    • معصومه خزاعی

      پوریا عزیز. در نوشته هات حرف های دلت رو به زیبایی توصیف می کنی. برای من هم دنیای ناشناخته ها بسیار جذاب و از طرفی دلهره آور است، در اکثر مواقع مشورت کردن با کسانیکه آشنایی و تجربه بیشتری دارند را از دست نمی دهم و بعد از آن سعی می کنم قدم گذاشتن در وادی ابهام را از خودم دریغ نکنم. همونطور که گفتی “این تلخی ها دیگه برام شیرینه” در واقع من هم بیشترین تجربه ها و باورها و ارزش هایم را هم در همین مسیرهای دشوار بدست آوردم. شعر سعدی رو هم دوست داشتم و لذت بردم.
      پی نوشت: بکار بردن کلمه متجاسر حاصل شاگردی کردن در کارگاه کلمات شاهین عزیز هست. پیشنهاد می کنم امتحانش کنی.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *