غریب نوازی یا قریب نوازی

استاندارد

چقدر وجود محیطی و اطرافیانی سرشار از عطوفت برایمان اهمیت دارند؟

آیا همان قدر که برای راحتی و آسایش خانواده، دوستان و آشنایان درجه یک ارزش و اهمیت قائل هستیم می توانیم نسبت به یک انسان غریبه یا بیگانه هم لطف داشته باشیم؟

فاصله و تفاوت محبت کردن و رسیدن خیرمان به خانواده به نسبت سایرین چقدر است؟

چقدر به منافع اطرافیان مان فکر می کنیم و تا چه اندازه اطرافیان را سزاوار لطف خودمی دانیم؟

تا چه اندازه در انجام کارها شرایط و وضعیت دیگران را در نظر می گیریم؟

وقتی اطلاعات و دانسته هایی داریم که می دانیم در صورت به اشتراک گذاشتن آن می تواند مشکل شخصی که نمی شناسیم حل شود، چه تصمیمی می گیریم؟

شاید گاهی مشکل از کمیاب بودن منبع و منفعتی باشد که ترجیح دهیم خانواده را در اولویت قرار دهیم که در این زمینه توصیه هایی شنیدیم از جمله اینکه “چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است”

پس چرا وقتی بحث کمبود و نایاب بودن در میان نیست، از به اشتراک گذاری و خیرخواهی دریغ می کنیم و در ابراز محبت و لطف و حمایت و نوازش های مثبت خساست به خرج می دهیم؟

 

سناریو اول:

مشکل خانواده من، فرزند من و نزدیکان من حل شود تا بعد

اول مشکل خودم را حل کنم تا ببینم چه پیش می آید.

این قدر گرفتاری خودمان زیاد است که کار به بقیه نمی کشد.

چکار می توانم بکنم مشکلم در اداره بیمه حل شود؟

چطور می توانم فرزندم را راحت تر و زودتر به اتاق دکتر هدایت کنم؟

 

سناریو دوم:

چکار کنم تا مشکل بچه ها و فرزندم رفع شود؟

برای پر کردن چاله هایی که در مسیر قرار گرفته چکار می توانم بکنم؟

چه کار می توانم بکنم تا رضایت ارباب رجوع بیشتر شود و تعداد ارباب رجوع ناراضی کمتر شود؟

چه کار می توانم بکنم تا ساختمان و محله زیباتری داشته باشیم؟

 

در مواجهه با کسانی که دچار ضعف یا تنگ نظری در حمایت و عطوفت به اطرافیان یا در برخورد با ما هستند چکار می توانیم بکنیم؟ مقابله به مثل؟ کاهش ارتباط؟

مدل ذهنی، عمق نگاه، باورها و ارزش ها در چگونگی حل مسئله، میزان رفع مشکل (سطحی یا عمیق و ریشه ای)  و اثربخشی و گستردگی راه حل (فردی یا اجتماعی) تاثیر گذار هستند و نهایتاً دستاوردها و نتابج متفاوتی را رقم می زنند.

راهی که می تواند در بازه زمانی طولانی به نتیجه مطلوب تری ختم شود، مهربانی کردن بدون چشم داشت، بدون معامله و بی منت است. “خوبی های خود را با منت باطل نکنید” محبتی از اعماق وجود و گستراندن خوبی ها در طبق اخلاص، در این راستا ممکن است در کوتاه مدت، گاه متحمل دردی در اعماق وجودمان شویم و شاید با  چشیدن مزه تلخ بی مهری روبرو شویم، با این حال فکر می کنم ارزش تجربه کردن را دارد. همکار عزیزی دارم که در این زمینه حرفه ای برخورد می کند. باید بیشتر از او یاد بگیرم.