هزینه های رک گویی

استاندارد

آقا معلم عادت دارد مطالب، موضوعات و آنچه برایش آموزنده و جالب است را با ما به اشتراک می گذارد. تازه ترین مطلبی که امروز از او یاد گرفتم مربوط به نحوه مذاکره کردن در حضور یا در غیاب مخاطب و همچنین توجه به موقعیت و محیط اطراف در هنگام مذاکره است.

مثال ملموسی که برای من بسیار آموزنده و مفید واقع شد به شرح زیر بود:

فرض کنید به من بگویند که آیا نظام آموزش دانشگاهی را اثربخش می‌دانی؟

جواب واقعی من مشخص است: هرگز.

اما اگر در حضور اساتیدم باشم و فضا هم فضای رسمی باشد و مانند روزنوشته‌ها ساده و صمیمی نباشد، احتمالاً خواهم گفت:

نمی‌توان به این سوال کلی، به صورت دقیق پاسخ داد. وقتی از آموزش دانشگاهی حرف می‌زنیم، مجموعه‌ی گسترده‌ای از سازمان‌ها، افراد و نهادهای دولتی و غیردولتی را مد نظر داریم که از راهکارهای متفاوت و استراتژی‌های متنوعی برای آموزش استفاده می‌کنند. بنابراین، منطقی نیست که به سادگی آنها را با یک واژه در حد اثربخش بودن یا اثربخش نبودن، توصیف کنیم.

اگر چه باید مد نظر داشته باشیم که دنیای ما با سرعت شگفت انگیزی در حال تغییر است و در چنین شرایطی، نظام آموزش دانشگاهی اگر قصد دارد اثربخشی خود را حفظ کرده یا ارتقا دهد، لازم است بیش از هر زمان دیگری برای دستیابی به این هدف تلاش کند.

در عرصه‌ی سیاسی هم، می‌توان مثال‌های زیادی مطرح کرد.

مثلاً وقتی کشور الف در کشور ب سرمایه‌گذاری زیادی کرده، حتی اگر کشور ب رفتارهایی خلاف قانون یا قواعد بین‌الملل انجام دهد، کشور الف در مصاحبه‌ها و موضع‌گیری‌ها، می‌کوشد  به شکلی حرف بزند که Politically Correct باشد. به عبارتی، هزینه‌ی بیهوده ایجاد و تحمیل نکند.

در طول زندگی و بالاخص طی چند روز اخیر به نوعی در مذاکره کردن شرایطی پیش آمده که مثلا اگر حرف ها یا صحبت های شخصی با باورها و ارزش های من تناقض داشته،  اکثر مواقع به صورت صریح نظر شخصی ام را بیان می کردم یعنی تقریباً بسیار شبیه آنچه که در غیابش ممکن است توصیف کنم.

این خصوصیت رفتاری یعنی صریح بودن را نقطه مقابل دورویی و ریاکاری می دانم. باور دارم که حقیقت تلخ بهتر از دروغ شیرین است. بطور کلی ترجیح می دهم از طرف مقابلم واقعیت را بشنوم تا اینکه حرف هایی را کادوپیچ شده به شکل دروغ یا فریب با ظاهری زیبا بشنوم.

خصیصه رفتاری صراحت و رک گویی باعث شده هزینه ها و پس زدن هایی را در محیط اطراف پیش رو داشته باشم. از جهتی حالا که به این مشخصه نگاه می کنم و بر روی آن فکر می کنم. متوجه شدم که به نوعی این خصیصه شاید بیانگر قرار گرفتن در وضعیت کودک سرکش یا وضعیت والد انتقادی است. در هر حال ضعف در وضعیت رفتاری بالغانه، تبعاتی را به همراه دارد و واضح است که وضعیت رفتار بالغانه نه همیشه، بلکه در شرایط و موقعیت های جدی تر از جمله محیط کار، خانواده و جامعه، می تواند شیوه برخورد مناسب تر و مفیدتری باشد.

نوشتن این خودافشایی را از این حیث انجام دادم تا بدانم که بسیار نمی دانم و صرفا با خواندن و شنیدن  نتوانستم به خوبی دانسته هایم را در عمل پیاده سازی کنم. از جهتی امیدوارانه متعهد می شوم و سعی می کنم بطور جد رفتار بالغانه (سیاست مدارانه) را در موقعیت های مختلف مدنظر قرار دهم. تا منبعد با توجه به موقعیت (رسمی یا غیر رسمی) و دقت عمل، سطح هزینه های بیهوده را کاهش دهم.

 

5 دیدگاه در “هزینه های رک گویی

  1. سلام
    این که مدام محافظه کارانه سخن بگیم و حواسمون به این موضوع باشه خسته کنندست خصوصاً که گاهی مدیریت اوضاع و شرایط از دست آدم خارج میشه(جوگیری) یا وضعیت خودمون در همه موقعیت های زمانی و مکانی صددرصد محیای گلچین کردن واژه ها و انتخاب بهترین ها نیست.

    • معصومه خزاعی

      جواد عزیز
      من هم تاکیدی بر مداومت و اینکه در همه شرایط صراحت را حذف کنیم نداشتم و همانطور که در متن این پست عنوان کردم “وضعیت رفتار بالغانه نه همیشه، بلکه در شرایط و موقعیت های جدی تر از جمله محیط کار، خانواده و جامعه، می تواند شیوه برخورد مناسب تر و مفیدتری باشد.”

  2. قطعا حرف محمدرضا خیلی هم منطقی و درسته و این واقعا قابل تحسینه که داریم یاد میگیریم به صراحت از اشتباهتمون صحبت کنیم، به نظرم این باعث میشه که خیلی راحتر و درست تر تغییر کنیم. من هم دقیقا گرفتار همچین قضیه ای شدم و دارم تمرینِ “سنجیدن شرایط و متناسب به مخاطب و شرایط صحبت کردن” می کنم، ولی این بینابین حواسمون باشه که اون اصالت وجودیمونو از دست ندیم و گرفتار دلیل تراشی و عقلانی سازی نشیم، چون متاسفانه اینجور برخورد کردن هم زیاد شده و آنتی رک گویان خیلی قشنگ اینجور رفتارشون رو توجیه میکنن.
    (عذر میخوام از چندتا اصطلاح روانشناسی استفاده کردم، احساس کردم با اشاره به بالغ و والد مطالعاتی در این زمینه داشتین و از مکانیزمهای دفاعی و بحث تمایزیافتگی مطلع باشین)

    • معصومه خزاعی

      سارا جان
      چقدر خوب که به اصالت وجودی اشاره کردی، به نظر من هم وجه تمایز هر کدام از ماها اصالت وجودی مان است. در این راستا برای رفع نواقص و کم و کاستی های وجودی با تمام توان در جهت بهبود کیفیت و توسعه فردی ام در تلاش هستم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *