قاعده را در نظر بگیریم نه استثنا

استاندارد

اکثر کودکان می توانند راه بروند در صورتی که قبل از آن نشستن، سینه خیز کردن و چهار دست و پا رفتن را بگذرانند تا به مرحله راه رفتن برسند.

دستیابی به رفاه مورد نظرمان غیر ممکن نیست با این حال احتمالا راه طولانی ای در پیش داریم. وام، قرض، بدهی، قسط، پس انداز و … تا  بالاخره به آن برسی و شاید در نهایت رضایت داشته باشی.

برای ارتقاء و ترفیع پست و مقام شغلی می توانیم مسیری بلندمدت را طی کنیم و در صورت داشتن شایستگی و تلاش های مداوم در آن جایگاه قرار بگیریم.

آنهایی که موقعیت های برتر و سطوح عالی را در در طی زمان کوتاه تری تجربه می کنند، استثنا هستند.

برای پیگیری اهداف مشخص و موردنظر و دستیابی به آنها، مناسب است در طول مسیر، قاعده ها را مدنظر قرار دهیم نه استثنا را.

وجود استثنا دور از ذهن نیست.استثنا هم می تواند خوشایند یا ناخوشایند باشد.

به نظرم در تصمیم گیری، اقدام کردن و انتخاب کردن ها، نگاه به فرایندی که در قواعد حاکم است، زاویه دید منطقی و مناسب تری را می تواند نشان دهد.