تصاعد واژگان

استاندارد

در حین مطالعه کتاب عادت کردم کلمات منفعل را هایلات کنم تا بعد معنای آن ها را جستجو نموده و هنگام نوشتن آنها را بکار گیرم.

برای اینکه در زمینه استفاده و کاربرد واژه های منفعل قدم جدی تری بردارم. تصمیم گرفتم به عنوان یک میکرواکشن، بخشی با عنوان تصاعد واژگان ایجاد کنم.

منبعد هر از چند گاهی، تعدادی از لغات منفعل را که در طی روزهای اخیر با آن ها مواجه شدم را به همراه معنای شان در اینجا می نویسم و در پایان به مدد این لغات، داستانی تخیلی خلق  می کنم.

اذعان: اقرار کردن، اعتراف، فرمانبرداری، اطاعت

سترگ: بزرگ، عظیم، قوی هیکل، تنومند زورمند

تعلل: علت تراشیدن، بهانه آوردن، درنگ کردن

زعم: گمان، ظن

آزرم: شرم، حیا

لئیم: بخیل، فرومایه

مذمت: بدگویی، نکوهش

با خوشحالی خطاب به همکارانش اعلام کرد به زعم کمک به پیشبرد امورات سازمان تصمیم دارد جهت حضور در انتخابات شورا کاندید شود. با توجه به اینکه اطرافیان در جریان گرفتاری ها و درگیری هایش بودند، تصمیمش را مورد مذمت قرار دادند. یکی از آنان اذعان کرد رسیدگی به زندگی و امورات شخصی مقدم تر از  مشارکت در کارهای متفرقه است.

او با شنیدن چنین انتقادی و جهت مقابله با آن فرد، او  را لئیم خطاب کرد. البته خود خوب می دانست که تعلل در کم و کاستی ها و نقصان در امور فردی و شغلی اش از چنین تصمیم ها و انتخاب هایی نشأت می گیرد و چه بهانه ای از این بهتر.

دلش می خواست به واسطه انجام چنین کارهایی، شخصیتی سترگ از خودش به نمایش بگذارد. در نتیجه بی آزرم صرفاً جهت دستیابی به خواسته های فردی اش شروع به رایزنی کرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *