احساس اقتدار

استاندارد

خبر داری یارانه را پرداخت کردند یا نه؟

سوالی است که آخر هر ماه از گوشه و کنار می شنوم. با لبخند اعلام می کنم که اطلاع ندارم. بخاطر تصمیمی که چند سال پیش گرفتم، هر بار احساس شعف درونی ای از این بی خبری و بی نیازی می کنم. تصمیمی که پس از خواندن مطلبی از آقامعلم، نسبت به انتخابش ترغیب و مصمم شدم. در نهایت اقدام به انصراف دادن را برگزیدم و حالا نتیجه اش افزایش عزت نفس و استقلال است.

اگر چنین تصمیمی نمی گرفتم شاید من هم در جرگه کسانی بودم که پس از شنیدن چنین سوالی، نق می زدم و گره در ابرو می انداختم. طلبکارانه و شاکی می گفتم آن را هم از ما گرفتند تا ببینیم می خواهند چکار کنند. شاید این خشم نشات گرفته از احساس طرد شدگی باشد. اینکه در میدان بازی، نقش خود را طوری ایفا کردند که به کناره زمین رانده شدند.

خوشحالم از اینکه در آن بخش از سفر زندگی، ترجیح دادم قبل از اینکه برایم تصمیم بگیرند، از فرصت تصمیم گیری و قدرت انتخاب بهره مند شوم و مالکیت امور زندگی را خود عهده دار شوم. همچنین مایه مباهات است از اینکه به سهم خود به امید آبادانی و اعتلای میهنم، با اراده خود گامی هر چند کوچک برداشتم.

2 دیدگاه در “احساس اقتدار

  1. سلام معصومه خانم . بهتون تبریک میگم که احساس اقتدار و عزت نفس را بدین وسیله تجربه کرده اید. هر کسی به شکلی این احساس را تجربه میکند ولی عموما زمانی که تصمیمات ما چرخش کاملی نسبت به تصمیمات عموم جامعه دارد رنگ و بوی این احساس خوب فارغ از درستی یا نادرستی این تصمیم بیشتر است در واقع میشود یک نتیجه یکسان را از دو تصمیم مخالف هم گرفت نتیجه ای که حالمان را خوب میکند. اصلی که بالاتر از هر نوع تصمیم و انتخابی میتواند احساس عزت نفس بیشتری به ما دهد اصل آزادی است همانگونه که شما آزادانه انصراف میدهید این حق را باید برای یک شهروند ثروتمند نیز قایل شد که انصراف ندهد و کسی نیز او را مجبور به انصراف نکند. چرا که ما نمیتوانیم قضاوت کنیم پولی که ما نمی گیریم برای توسعه کشور مفید خواهد بود یا پولی که یک شهروند ثروتمند میگیرد و شاید غیر مستقیم به نفع عموم خرج میکند اصولا چنین نتیجه گیری قابل اندازه گیری نیست. و همچنان عقید دارم حس اقتدار و عزت نفس نه در خود تصمیم گیری بلکه در آزادی انتخاب ولو اشتباه(به زعم ما) نهفته است. آزادی انتخاب مقدم بر انتخاب است.
    میبخشید که سرتان را درد آوردم فقط خواستم کامنتی نوشته باشم و تبریکی گفته باشم

    • معصومه خزاعی

      سلام فواد گرامی
      ممنونم از محبتتان. حرف هاتون رو متوجه میشم. برای همین در پایان متن عنوان کردم به “امید آبادانی”. با این حال فکر می کنم اگر برای آن شهروند ثروتمند آزادی یا خرج کردن به نفع عموم مسئله باشد باز هم می توانست با توجه به وضعیت و روندی که پیش رو بود (اعلام حذف کردن طبقه مرفه جامعه)، در زمان مناسب به شکلی تصمیم بگیرد تا لااقل احساس نکند آزادی اش برای انتخاب محدود شده یا نتوانسته برای عموم جامعه کاری کند. منظورم این است که آن شهروند ثروتمند خارج از مسئله یارانه هم اگر در مدل ذهنی و تصمیم گیری اش هزینه کردن به نفع عموم و جامعه مسئله اش باشد احتمالاً از قبل در چنین کارهایی مشارکت می کرده نه صرفاً آن زمان بر اساس یارانه دریافتی.
      مثال دیگری می توانم به این مقوله اضافه کنم. فرض کن کارمندان یک شرکت می دانند که شرکت رو به ورشکستگی است و در حال حاضر این آزادی را دارند تا خودشان انتخاب کنند که از شرکت خارج شوند یا بمانند. آن عده که می مانند نباید فراموش کنند که با توجه به روند پیش رو بالاخره اخراج خواهند شد. حال در چنین مواقعی با توجه به مدل ذهنی هر یک از افراد انتخاب متفاوتی دارد. یکی می تواند استعفا را انتخاب کند هر چند کار و شغلی در آن لحظه پیش رویش نباشد. دیگری می ماند و با تصمیم کارفرما از شرکت خارج می شود.
      در نهایت باید اعلام کنم که هر آنچه بیان کردم صرفا تجربه و نظر شخصی ام تا به امروز است و برای تجزیه و تحلیل منطقی در چنین مباحثی دچار ضعف هستم و برای تسلط بر آن راهی طولانی در پیش دارم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *