نوشتن به همراه یک نوجوان

استاندارد

نوشتن و بخصوص مطالعه کردن را اغلب در محیطی آرام و ساکت انجام می دهم.

وقتی محیط ساکت باشد، معطوف شدن بر کلمات، انتخاب واژ ه ها و ترکیب آنها با هم و ساختن جملات و پاراگراف ها به شکل منسجم تر صورت می پذیرد.

داشتن تمرکز و توجه در حین نوشتن باعث می شود جملات را سلیس و روان بیان کنم.

با این حال محیط آرام و ساکت همیشه مهیا نیست و چه بسیار پیش آمده که نوشتن را به دلیل شلوغی محیط به تعویق انداختم و آن روز را به دلیل ایجاد اختلال در عادت به نوشتن، با احساس گناه سپری کردم.

تصمیم گرفتم در مواقعی که محیط برای انجام عادت های مورد علاقه ام مهیا نیست به سهم خودم اقدامی انجام دهم.

طی روزهای اخیر، ساعات بسیاری را با برادرزاده نوجوانم همراه بودم. قصد داشتم نوشتن بر روی کاغذ را انجام دهم. فکری از ذهنم گذشت. به او پیشنهاد کردم همراه من شروع به نوشتن کند. از او خواستم قلم و کاغذی بیاورد و در ارتباط با موضوعی که اعلام می کنم هر آنچه دوست دارد بنویسد.

از یک سو، انتظار نداشتم استقبال کند. از سوی دیگر، به دلیل علاقه و ارتباط عاطفی ای که داشتیم امیدوار بودم بپذیرد. دیدم از اتاق بیرون رفت. سپس با  قلم و کاغذ در دست اعلام آمادگی کرد و  با لبخند کنارم نشست تا موضوع را بیان کنم. هر دو مشتاقانه شروع کردیم به نوشتن و پس از اتمام، متن های نوشته شده را برای یکدیگر خواندیم.

بسیار شگفت زده شدم فکر نمی کردم بتواند به آن زیبایی بنویسد. در واقع با توجه به نوجوانی خودم، خودمحورانه تصور می کردم او هم در زمینه نوشتن ضعیف باشد و از انجام این کار طفره رود.

به هر حال در نهایت، بسیار تحسینش کردم.

با خوشحالی به طرف والدین رفت. شنیدم که توضیح داد با پیشنهاد عمه، شروع به نوشتن کرده است. سپس با غرور و اعتماد به نفس بالا، هر آنچه نوشته بود را در حضور جمع با صدایی رسا قرائت کرد.