مقابله با ترس

استاندارد

“نمی توانیم از دست ترس فرار کنیم. فقط می توانیم آن را به شفقت تبدیل کنیم تا در طول همه ماجراهای هیجان انگیزمان همدم ما باشد. … هر روز دست به خطری بزنید- خطری کوچک یا اقدامی جسورانه- تا پس از انجامش احساس شگفتی کنید.”     سوزان جیفرز

جمله فوق در هنگام تورق کتاب راه هنرمند اثر جولیا کامرون به چشمم خورد. برایم تداعی گر انجام کارهای سخت و مواجهه با چالش هایی بود که گاه بایستی برای اولین بار و گاه به تنهایی انجام می دادم. حس دلهره و اضطراب بخاطر ناآشنایی و ابهام از چنین کارهایی را به همراه داشتم و برای مقابله و خلاص شدن از آن وضعیت،  شاید اول از همه به فکر فرار و اهمال کاری و به تعویق انداختن می افتادم.

پس از کمی تامل، وقتی سخت ترین راه حل یعنی دست به کار شدن و اقدام را انتخاب می کردم، احساس شادی و سبکی داشتم از اینکه بارم را بر دوش دیگری قرار ندادم و می توانستم به صورت مستقل، در برداشتن وزنه های مختلف فایق آیم.

برای مقابله با ترس مصادیقی از جمله، نوشتن و وبلاگ نویسی، شنا کردن در قسمت عمیق، رانندگی و مسئولیت پذیری قابل اشاره هستند.