اصلاحات تدریجی

استاندارد

از میان درس ها و مطالب ارزشمند سایت متمم،  برای من درس های مطرح شده در کارگاه عزت نفس و تحلیل رفتار متقابل، جزو درس های بسیار کاربردی در زندگی و محیط کار بوده است. به همین خاطر برای بهره مندی بیشتر از این درس ها، در فواصل مختلفی به مرور مجدد آنها می پردازم.

در حین مطالعه و مرور، متوجه می شدم که بعضی نکات را به فراموشی سپردم یا اینکه در بکارگیری آنها اهمال کاری کردم. به هر حال بر این باور هستم  که  لازمه اصلاح، تغییر و بهبود عملکردمان، تمرین و تکرار منظم، آگاهانه و مستمر است تا به تدریج بتوانیم شاهد درونی شدن مدل ذهنی مفید تر باشیم.

یکی از مواردی که فراموش کرده بودم، مربوط به نحوه برخورد و مواجهه با قضاوت های دیگران می شد که در فایل صوتی عزت نفس به آن اشاره شده بود:

  • برای موضوعاتی که برایتان مهم است بحث و چانه زنی نکنید. در موضع پذیرش قرار بگیرید و انتقاد و اتهام در این رابطه را بپذیرید. چه بساهزینه آن کمتر از بحث کردن و دفاع کردن است. هر کلمه که بحث می کنید عین سوهان روح خود را آزار می دهید و مستهلک می شوید و یا صحبت هایی می کنید که در شان شما نیست.

با نوشتن این مورد در اینجا، قصد دارم آنرا به ذهن بسپارم و نسبت به تخصیص بهینه منابع و جلوگیری از هدر رفت توان و انرژی، دقت بیشتری به عمل آورم.

4 دیدگاه در “اصلاحات تدریجی

  1. چیزی که الان به ذهنم رسید و به نظرم کمی پارادوکسیکال اومد اینه که در بحث عزت نفس میگیم روی چیزی که برای ما خیلی مهمه بحث نکنیم و در موضع پذیرش باشیم. از طرفی جای دیگه میگیم که هر موضعی که ما در برابر اتفاقات بیرونی میگیرم بخشی از شخصیت ما رو میسازه. در این صورت ایا همیشه در موضع پذیرش قرار گرفتن نوعی انفعال محسوب نمیشه؟ ایا رفته رفته ما رو تبدیل به یک شخص منفعل نمیکنه؟
    مثل فرض کنید کسی باشه که مساله ازادی در انتخاب براش یک باور اساسی باشه. و اطرافیانش در جامعه ای زندگی کنه که به چنین حدی از ازادی اعتقاد نداشته باشه. ایا در موضع پذیرش قرار گرفتن از جانب این فرد کار درستیه؟ این فرد از درون به سوی ازادی فرا خوانده میشه و از بیرون این ازادی سر کوب یا نفی میشه. ایا این فرد نباید برای حفظ و گسترش باور به ازادی به جای موضع انفعالی پذیرش در موضع فعال قرار بگیره؟
    گاندی و ماندلا ایا در موضع انفعال بودند؟
    سوال من خیلی اساسی هست. ایا نکته ظریفی اینجا هست که من از ان بی خبرم؟ یا این که این افراد خاص هستن و بر تلاف جریان رود حرکت میکنن؟ وضعیت عزت نفس این افراد با توجه به موضع عدم پذیرش جریان موجود چطوره؟

    • معصومه خزاعی

      حسین طارمیلر عزیز
      در اینجا منظور من از بیان این مطلب، بودن در موضع پذیرش به صورت مطلق نبوده است. موضع پذیرش و موضع دفاع در هر دو حالت، نسبی است و بستگی به عوامل بسیاری دارد. در خصوص سوالاتی که مطرح کردی میشه خیلی صحبت کرد و با جزئیات بیشتر به این موضوع پرداخت.
      اگر بخواهم مختصر و بطور کلی مواردی را در این رابطه عنوان کنم این است که در صحبت کردن و مذاکره باید توجه کنیم که طرف مقابل مان چه کسی است؟ آیا مسائل مهم و اساسی و ارزش ها و باورهایمان را می توانیم با هر کسی مطرح کنیم؟ آیا ارزش دارد برای کسی که کاملا در نقطه مقابل شماست و از نظر مدل ذهنی تفاوت فاحش با شما دارد، در خصوص مسائل کلیدی زندگی تان صحبت کنید؟ تصور کن آیا درست است مثلا رئیس جمهور یک کشور یا مدیر عامل یک شرکت در رابطه با امورات و مسئولیت های تحت امرشان با یکایک افراد جامعه به مذاکره بنشیند و درصدد متقاعد کردن آنها بنشیند؟
      مارک تواین در این رابطه جمله قابل تاملی بیان نموده است “با احمق بحث نکنید چون شما وادار به رفتار احمقانه می شوید و مردم نمی دانند اول کدام احمق شروع کرده است”
      نهایتاً فکر می کنم برای پیشبرد اهداف و حفظ و تقویت عزت نفس مناسب است با توجه به جایگاه و شخصیت طرف مقابل، درخصوص مسائلی که تا حدودی وجه اشتراک و تشابه افکار داریم به مذاکره بنشینیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *