چیزی صعب تر از تحمل محال نیست

استاندارد

در تورقی که بر فهرست مطالب کتاب  “۳۶۵ روز با مولوی”  به پدید آوری دکتر حسین محی الدین الهی قمشه ای داشتم، بخش ۲۳۱ با عنوان “در عالم خدا هیچ چیز صعب تر از تحمل محال نیست” توجه ام را جلب کرد. مطالعه آن متن برایم قابل تأمل، آموزنده و لذت بخش بود. به همین خاطر، متن را عیناً از صفحات ۳۸۲-۳۸۱ کتاب مورد اشاره، در این جا به اشتراک می گذارم.

“در عالم خدا هیچ چیز صعب تر از تحمل محال نیست. مثلاً، تو کتابی خوانده باشی و تصحیح و درست و معرب کرده، یکی پهلوی تو نشسته است و آن کتاب را کژ می خواند. هیچ توانی آن را تحمل کردن؟ ممکن نیست. و اگر آن را نخوانده باشی، تو را تفاوت نکند: اگر خواهی کژ خواند و اگر راست، چون تو کژ را از راست تمییز نکرده ای. پس تحمل محال مجاهده ای عظیم است.

اکنون انبیا و اولیا خود از مجاهده نمی رهند. اول، مجاهده که در طلب داشتند: قتل نفس و ترک مرادها و شهوات، و آن جهاد اکبر است. و چون واصل شدند و رسیدند و در مقام امن مقیم شدند، برایشان کژ و راست کشف شد. راست را از کژ می دانند و می بینند. باز در مجاهده عظیمند؛ زیرا این خلق را همه ی افعال کژ است و ایشان می بینند و تحمل می کنند، که اگر نکنند و بگویند و کژی ایشان را بیان کنند، یک شخص پیش ایشان ایست نکند و کس سلام مسلمانی بر ایشان ندهد، الا حق تعالی ایشان را سعتی و حوصله ای عظیم بزرگ داده است که تحمل می کنند. از صد کژی یک کژی را می گویند تا اورا دشوار نیاید و باقی کژی هاش را می پوشانند بلکه مدحش می کنند که آن کژت راست است تا به تدریج این کژی ها را یک یک از او دفع می کنند-

همچنان که معلم کودکی را خط آموزد. چون به سطر رسد، کودک سطر می نویسد و به معلم می نماید. پیش معلم آن همه کژ است است و بد. با وی به طریق صنعت و مدارا می گوید که جمله نیک است و نیکو نبشتی، احسنت! احسنت! الا این یک حرف را بد نبشتی، چنین می باید؛ و آن یک حرف هم بد نبشتی. چند حرفی را از آن سطر بد می گوید و به وی می نماید که چنین می باید نبشتن، و باقی را تحسین می گوید تا دل او نرمد و ضعف او بر آن تحسین قوت می گیرد و همچنان به تدریج تعلیم می کند.”

پاراگراف آخر برایم یادآور این جمله شد که سعی کنید شوق یادگیری را از کسی نگیرید.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *