تجربه عمیق یا سطحی

استاندارد

نوشتن این پست، در اثر مشاهده یکسری رزومه های شغلی و ادعای افراد به باتجربه بودن به ذهنم رسید. 

  • با شنیدن کلمه تجربه چه مفهومی در ذهن ما شکل می گیرد؟
  • آیا صرفاً برخورد با رویدادها یا حضور در یک موقعیت هم نوعی تجربه حساب می شود؟
  • تجربه با دانش و آگاهی چقدر در ارتباط و همسو می باشد؟

در این نوشته صرفاً تلاشم بر این است تا تفاوت تجربه سطحی و تجربه عمیق را مختصر و کوتاه، بر اساس ادراک شخصی ام تشریح کنم. همانگونه که در متمم هم به مفهوم تجربه پرداخته شده، تجربه می تواند بر اساس میزان درگیر شدن فرد محاسبه شود. به نظر من،  مجموعه عواملی مانند مدت زمانی که شخص به یک فعالیت اختصاص داده، سطح کیفیت عملکرد و میزان دستیابی به شناخت و آگاهی که نسبت به جزئیات آن فعالیت بدست آورده است،  را می توان به عنوان یک تجربه قلمداد کرد.

در اینجا برای وضوح و شفافیت موضوع مورد نظرم مثال های فرضی را بیان می دارم.

-فرض کنیم مدیری که به مدت یکسال در یک شرکت مشغول به فعالیت بوده است. با عنایت به سطح و جایگاه شغلی، نوع تجربه ای که یک مدیر در یک سال بدست می آورد در مقایسه با تجربه یک کارمند که در قسمت محدودی از شرکت مشغول بکار می باشد، می تواند مبسوط تر باشد. همچنین بدیهی است میزان گستردگی و عمق تجربه کاری آن مدیر می تواند بسیار بیشتر از یک کارمند باشد.با این حال آیا او می تواند مدعی شود که آن مجموعه را به طور کامل شناخته و نسبت به کلیه امورات تحت نظارت شرکت تسلط کامل دارد؟

-تصور کنیم یک کتاب ۳۰۰ صفحه ای را شروع به مطالعه می کنیم و وقتی ۵۰ تا ۱۰۰ از آنرا خواندیم، نمی توانیم مدعی شویم که مفهوم کلی کتاب را متوجه شده ایم. ما فقط در مجاورت با آن قرار گرفتیم و برای دستیابی به ادراک بهتر لازم است کل آنرا مطالعه کنیم و چه بسا به مرور مجدد نیز نیاز باشد تا فاصله میان خواندن و آگاهی نزدیک تر شود.

-یا فرض کنیم تجربه مادر شاغل با مادر خانه دار، بالتبع نوع ادراک هر فردی با عنایت به عوامل مختلف می تواند بسیار متفاوت از دیگری باشد. مادر خانه دار هر روز در ارتباط نزدیک با فرزند می باشد و نظارت مستقیم دارد و در همین راستا مادر شاغل با سپردن فرزندش به مهدکودک و نظارت از راه دور و به صورت غیر مستقیم، ادراک بسیار متفاوتی از فرزند دارد. شاید شناخت مادر خانه دار به نسبت مادر شاغل عمیق تر باشد و مسائل گسترده تری را در رابطه با بچه داری کسب کرده باشد.

تجربه عمیق یک روند را در بر می گیرد و تجربه سطحی مواجهه با یک رویداد.

تجربه عمیق مملو از ظریف کاری، ریز ه کاری ها و جزئیات است و تجربه سطحی می تواند اشاره به یک کلیت باشد.

تجربه عمیق می تواند پایه اساسی و قابل اعتمادی باشد که بر آن تکیه کرد و تجربه سطحی می تواند گاه صرفاً یک ادعا باشد.

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *