سهم ورزش در برنامه روزانه

استاندارد

آیا نرمش و ورزش جایگاهی در برنامه روزانه تان دارد؟

مدتی بود که نرمش کردن جزو عادت هایم شده بود و اکثر روزها قبل از رفتن به اداره نیم ساعت نرمش صبحگاهی داشتم. یک پومودور نرمش که انجام حرکت هایی بر روی سر، گردن، شانه ها، مچ دست، پاها و کمر را شامل می شد. پس از مدتی تکراری شدن این روند، احساس کردم انگیزه و رغبت کمتری برای انجام نرمش دارم و خلاصه به مرور این عادت کمتر شد.

با توجه به  نوع کار و سبک زندگی ام که پشت میز نشینی بسیار و تحرک کمتری دارم. در برنامه ریزی های هفتگی یا ماهیانه دوباره تصمیم گرفتم زمانی را برای ورزش کردن ایجاد کنم. نرمش صبحگاهی را یک روز در میان و در روزهای فرد انجام دهم و روزهای زوج را که با اتوبوس تا اداره می روم، می توانم مسیر کوتاهی را تا رسیدن به اداره پیاده روی داشته باشم. یک روز در هفته را هم به شنا کردن اختصاص دادم، به نوعی برای ورزش کردن تنوع ایجاد کردم😉

به تازگی با همکارم که محل سکونتش به ما نزدیک است، قرار گذاشتیم تا روزهای فرد که با ماشینم تا منزل می رویم. از منزل ما تا محدوده منزل ایشان را پیاده روی داشته باشیم و از میانه راه او به سمت مسیر خودش و من هم به سمت منزل برگردم. همین تصمیم باعث شده تا عادت پیاده روی را هم به عنوان یک عادت مثبت در برنامه روزانه ام بیشتر کنم. ۵۰ درصد مسیر را با یک همراه و ۵۰ درصد مسیر را به تنهایی جمعاً به مدت نیم ساعت پیاده روی می کنم.

همچنین در محل کارم، برای رفتن به ناهارخوری از میان دو سالن پذیرایی که یکی از آنها پایین ساختمان اداری ماست و سالن دیگر که حدود ۱۰ دقیقه با ما فاصله دارد، سالن دوم را انتخاب کردم که توفیق می شود تا در میانه روز هم حدود ۲۰ دقیقه (رفت و برگشت) تحرک و پیاده روی داشته باشم.

در نهایت حالا جمعاً یک تا یک و نیم ساعت از زمان روزانه ام را به ورزش کردن اختصاص دادم.

تن زنده والا به ورزندگی است       که ورزندگی مایه ی زندگی است

به ورزش گرای و سرافراز باش     که فرجام سستی سرافکندگی است

    ز ورزش میاسای و کوشنده باش    که بنیاد گیتی به کوشندگی ست…   

                                                                                                                          “ملک الشعرای بهار”