سوال درست و بیان مسئله

استاندارد

همانطور که بسیار شنیدیم کلیدی ترین نکته در حل مسئله شناسایی مشکل و تعریف مسئله و پرسیدن سوال درست است. سوال درست پرسیدن هم نوعی توانمندی است. سوال درست و دقیق می تواند ما را به سمت پاسخ و راه حل مناسب تر سوق دهد.

در بخشی از کتاب نابخردی های پیش بینی پذیر، به بررسی این سوال پرداخته بود که چرا مردم زیر بار قرضی می روند که از عهده اش بر نمی آیند؟ دن اریلی اشاره کرده بود که مردم در طرح سوال دچار مشکل هستند و برای رفع احتیاجات خود سوالات اشتباه مطرح می کنند. مثلاً آنها بجای اینکه با توجه به شرایط و وضعیت خودشان در جستجوی اخذ وام باشند و بجای اینکه به مبلغ بهینه وام با در نظر موقعیت خود فکر کنند. به اشتباه این سوال را می پرسند که بانک چقدر وام می دهد و بیشترین مبلغ وام اعطایی از سوی بانک چقدر است؟ در نتیجه ی این سوال متفاوت، افراد در مسیری بسیار متفاوت قدم می گذارند که احتمال مشکل آفرینی آن هم بیشتر خواهد شد.

چندی پیش مصداق دیگری از چنین اشتباهی را در ماجرایی که از یک شخص نقل می شد شنیدم. او ماجرایش را اینگونه بیان کرد که به همراه فرزندش به داروخانه مراجعه نموده و درخواست کرم ضد آفتاب کرده بود. در ادامه پرسیده بود که برای اینکه نیمی از دست هایش دچار آفتاب سوختگی هست می تواند از کرم ضد آفتاب استفاده کند؟ متصدی داروخانه ظاهراً با لحن تمسخر آمیز همراه با تعجب جواب داده بود. که کرم ضد آفتاب را اول استفاده می کنند نه اینکه بعد از آفتاب سوختگی. آن شخص هم برای دفاع از خودش و به گفته ی خودش برای اینکه ضایع نشود سریع گفته: نه کرم ضد آفتاب را برای فرزندم می خواهم. در نهایت محصولی که نیاز نداشته را خریداری نموده است.

هر چند به نظرم در این ماجرا از متصدی داروخانه با توجه به جایگاهش، انتظار می رود که با لحن مناسب تر نسبت به تقاضای مشتری، رفع نیاز و راهنمایی بیمار انجام وظیفه نماید. با این حال در مواجهه با چنین برخوردهایی مناسب است بتوانیم شرایط را مدیریت کنیم، فکر می کنم اگر آن شخص راحت تر و درست تر سوال می کرد به نتیجه بهتری می رسید. مثلا اگر واقعاً مشکلش تیرگی رنگ پوست دستش بود از متصدی داروخانه درخواست راهنمایی می کرد یا این گونه سوال می کرد که برای رفع تیرگی پوست چکار می تواند بکند یا از چه محصولی می تواند استفاده کند؟

ناتوانی در بیان مسئله و سوال درست، بیان متفاوت و پیچیده کردن یک مسئله ساده، به نتیجه ی متفاوت و متضاد با منافع مان ختم خواهد شد که نه تنها مسئله را حل نمی کند بلکه باعث باقی ماندن مسئله و چالش برانگیز شدن آن هم خواهد شد.