پشت پرده ریاکاری

استاندارد

کتاب “پشت پرده ی ریاکاری” نوشته ی دن اریلی می باشد. این کتاب را می توان در ادامه کتاب “نابخردی های پیش بینی پذیر” و به نوعی مکمل آن دانست.

در این کتاب نابخردی ریاکاری و دروغ گویی در حرف ها، صحبت ها، عملکرد و رفتار انسان مورد بررسی قرار گرفته است و اینکه چگونه ما به هر کس دروغ می گوییم حتی به خودمان.

دن اریلی در این کتاب در ۱۰ فصل با عناوین مختلف و از زوایای متفاوت بر اساس آزمایش های متعدد به تجزیه و تحلیل ریاکاری پرداخته است.

فصل ۱: آزمودن مدل ساده ی بزه بخردانه

در این فصل به توضیح نمونه آزمایش هایی که بر روی دانشجویان انجام داده، پرداخته است و نتایج آزمون های دن اریلی و همکارانش نشان داده که هر شخص تا آن اندازه تقلب و خطا می کند که نسبت به خودش احساس خوب داشته باشد یا به تعبیری وجدانش آسوده باشد. اکثر آدم ها دست به تقلب می زنند و میزان اشتباه کردن و آلوده شدن به خطا در هر شخص متفاوت است و تا جایی است که نسبت به تصویر خودش حس بدی نداشته باشد.

فصل ۲: خوشی قصه بافی

دن اریلی به قصه بافی یا توجیه کردن به عنوان عاملی برای سر پوش گذاشتن بر روی اشتباهات و خطاهای رفتاری انسان ها اشاره دارد. راهکارهایی که جهت کاهش دغل کاری پیشنهاد نموده شامل منشورهای اخلاقی و یادآوری عقاید مذهبی است که می توانند بر روی شخص تاثیر گذار باشد. همچنین تاثیر امضا کردن را در متعهد شدن افراد به درستکاری بیان می نماید.

فصل ۳: انگیزه های کور کننده

در این فصل هم به نوعی به بحث تضاد منافع پرداخته است. اینکه گاهی منافع شخصی به عنوان یک انگیزه بزرگ مانع عملکرد صحیح می شود. آزمایش های که در این رابطه صورت پذیرفته نیز جالب توجه است از جمله اینکه ما نسبت به محبت و لطفی که در حق مان می شود در اکثر مواقع دنبال جبران آن هستیم. بدین شکل امکان دارد از همین شیوه کسانی برای پیشبرد اهداف خود، از افراد سوءاستفاده کنند و به دام بیندازند.

فصل ۴: چرا وقتی خسته ایم سراغش می رویم؟

با مطالعه این فصل دلیل بعضی بی انضباطی ها و شکست در برنامه ریزی ها و بروز عادات منفی تا حدودی برایم آشکار شد. دن اریلی توضیح می دهد که در روزهای پر تنش، همچنین مشغولیت ها و آشفتگی ذهنی یا زمانیکه بیشتر در معرض استرس هستیم و با چالش های متنوع روبرو می شویم امکان آسیب پذیری بیشتری داریم. وقتی کم می آوریم و ظرفیت تحمل کردن لبریز می شود، در این شرایط تصمیم گیری و انتخاب های نادرست و اشتباه بیشتری را مرتکب می شویم. مثلا گاهی دلیل به هم خوردن تناسب اندام و شکست دررعایت رژیم غذایی مناسب در بعضی افراد می تواند وجود فشارهای روانی متعدد باشد.

فصل ۵: چرا با پوشیدن مارک قلابی بیشتر دست به نیرنگ می زنیم؟

دن اریلی به تاثیر گذاری محیط و فضای اطراف و حتی نوع پوشش بر روی نحوه عملکرد و رفتار انسان تحقیق کرده است. همچنین به این موضوع پرداخته که گاهی ما با انجام یک اشتباه راه را برای اشتباهات بعدی هموار می کنیم. به یاد ضرب المثل “آب که از سر گذشت چه یک وجب چه ده وجب” افتادم.

فصل ۶: گول زدن خودمان

گاهی برای اینکه تصویرقدرتمند و زیبایی از خودمان را به دیگران نشان دهیم، مدعی چیزهایی می شویم که شاید اصلا جزو توانمندی های ما نباشد. اغراق در معرفی خودمان گاه با چنان شدت و حدتی صورت می پذیرد که خودمان هم آنرا می پذیریم. به نظرم می شود بگوییم که خطای شناختی “اعتماد به نفس بیش از حد” با “گول زدن خودمان” می تواند مرتبط  و در یک راستا باشد.

فصل ۷: خلاقیت و ریاکاری، همه ما داستان پردازیم

بر اساس آزمایش های صورت گرفته کسانی که از خلاقیت بیشتری برخوردار بودند در زمینه توجیه کردن وقصه بافی در قبال اشتباهات و خطاهای کاری و رفتاری خودشان هم توانمند تر بودند.

فصل ۸: دغل کاری در نقش عفونت

دغل کاری و تقلب و انجام اشتباهات رفتاری همچون یک ویروس می تواند فراگیر شود و به محیط اطراف تسری پیدا کند. چنانچه گاه رعایت هنجارهای اجتماعی در محیط اطراف منوط به طرز برخورد دیگران می شود. در صورتیکه اکثر افراد قانون را زیر پا بگذارند و طبق چارچوب عمل نکنند، بی توجهی به هنجارهای اجتماعی راحت تر و بیشتر صورت می پذیرد. به نظرم فرهنگ سازمانی و فرهنگ جامعه نیز بر همین اساس در میان افراد نهادینه می شود و نسل به نسل منتقل می شود. به این ترتیب اصلاحات و بازسازی های دوره ای یا کوتاه مدت می تواند راهکاری در جهت کاهش اشتباهات و هدایت به سمت مسیر درست باشد.

فصل ۹: دغل کاری هم یارانه

در این فصل به تاثیر کار گروهی و تیمی بر میزان تقلب ها مطابق آزمایش های متعدد پرداخته شده است. در کار گروهی نیز به تضاد منافع اشاره شده است. یک نکته مثبتی که در کار گروهی عنوان شده بود اثر زیر نظر بودن و نظارت بیرونی و مستقیم گروه بر نحوه عملکرد بود.

فصل ۱۰: پایانی نیمه خوش بینانه

فصل پایانی کتاب هم به راهکارهایی در جهت کاهش خطاها، اشتباهات و دغل کاری افراد اشاره دارد. اینکه اشتباهات محیط و دیگران مجوزی برای نقص در عملکرد ما نباشد.

به نظر من مباحث این کتاب به  طور کلی به عوامل بیرونی یا به تعبیری مرکز کنترل بیرونی هم اشاره دارد، بدین طریق که افراد به توجیه اشتباهات می پردازند.

ضعف در مرکز کنترل درونی و ضعف در وجدان اخلاقی و مسئولیت پذیری منجر به خطاهای عملکردی شده است. در نتیجه می توانیم با تقویت مرکز کنترل درونی و داشتن استانداردهای بالا در جهت بهینه کردن عملکرد خودمان اقدامات بسزایی انجام دهیم.