به امید خوشی های خالص

استاندارد

پیروزی، فتح قله های سختی، بالا رفتن، رشد و موفقیت را دوست داریم و برای دستیابی به آن تلاش می کنیم.

تصورمان این است که رسیدن به بالاترین پله های ترقی، دستیابی به خواسته ها چه در مورد خودمان و چه اطرافیانمان نهایت نشاط، خوشی، رسیدن به آرامش و لذت بخش خواهد بود.

اما گاه چه تلخ می شود. وقتی خودت یا دیگری گرفتاری ای صعب داشته باشید.

لحظه ای که برای رسیدن به موفقیت جشن می گیریم و یکدیگر را در این شادمانی شریک می کنیم. می خندیم و خوشحالیم.

آیا این خوشحالی ها خالصانه و عمیق است؟

چقدر خوب می شد که در شادی ها و موفقیت ها، تمام اطرافیان هم، در سطح خود خوشحال و آرام بودند.

وقتی می بینی یا می دانی که یکی از اطرافیانت با وجود تلاش و برنامه ریزی ها، دچار مسئله و چالشی بغرنج هست و سعی دارد در کنار خوشی ها و موفقیت های تو همراهی ات کند و با تو شادمانی کند.

نمی توانی خالصانه و از اعماق وجود خوش باشی.

ته دلت و جایی از قلبت غم نشسته و دوست داری همه با هم خوش باشید، دوست داری  شیرینی داشته ها، موفقیت ها و تجربه های خوب و سازنده را یکایک اطرافیان هم به اندازه خواسته خودشان چشیده باشند.

در حسرت و دلگیری او شریکی و هر دو آنرا پنهان می سازید و به ظاهر، تمام و کمال در حال شادمانی کردن هستید.

امیدوار و آرزومندم شوق و ذوق، لحظات خوش و خنده های از ته دل خالصانه و با فراغ بال نصیب همگان شود.