یک صبح یک طلوع

صبح برای رفتن به اداره به همراه یکی از دوستان و همسرش با ماشین در حرکت بودیم. هوای مطبوع و خنکی بود. امروز آسمان شهر جزو یکی دیگر از آن آسمان های زیبا و سحرانگیز بود. خوشحالم از داشتن این عادت که روزم را با نگاه به آسمان شروع می کنم و می توانم هر بار چشم انداز متفاوت و حیرت انگیزی از آن را به تماشا بنشینم.

از روی یکی  از پل ها در حال عبور بودیم و نگاهم همچنان به آسمان دوخته شده بود، به ذهنم رسید تا تصویری از آن آسمان زیبا را ثبت کنم و به سرعت و کاملاً به موقع، گوشی را از داخل کیفم بیرون آوردم و دستگیره در را برای پایین کشیدن شیشه ماشین چرخاندم و آن منظره را (تصویر پایین)  ماندگار ساختم.

 

 

در طول مسیر رادیو ماشین روشن بود. وقتی به پخش خبر رسید، توجهم جلب شد تا کمی از اخبار مطلع شوم. خبرها به این شرح بود:

  • قاتل دانشجوی دکتری بازداشت شد و جهت بررسی انگیزه قتل توسط بازپرس جنایی تحت بازجویی قرار گرفت.
  • کشتار جمعی در …
  • اعتراض و فشار جمعی در …
  • جنگ و خونریزی در …
  • بیماری و میزان مرگ و میر در …

در عرض چند دقیقه اخبار کوتاه (با کمی اغراق)  واقعا  بصورت رگباری غیر از موارد بالا خبر متفاوت دیگری بازگو نشد. طنز ماجرا این بود که در پایان گوینده خبر گفت: “روز خوبی در پیش داشته باشید. خدانگهدار”

بلند زدم زیر خنده و حرف های پایانی را اینطور تکرار کردم: هیچ نگران نباشید. مثل همیشه خبر خاصی نیست. شاد باشید و روزگار بر شما خوش.

به واقع از این همه سنخیت و یکپارچگی در سخنان بعضی از این گونه گویندگان خبر در حیرت می ماندم. این حیرت کجا و حیرت صبح از دیدن آسمان کجا😉

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *