ذخیره روشنایی برای تاریکی

استاندارد

مطلق گویی نکنیم و مطلق بینی نداشته باشیم و گفته های قطعی و مطلق را هم جدی نگیریم.

وقتی حال دلمان به طور کلی خوب هست، هر گاه حتی دلیل روشن این همه پر انرژی بودن و نشاط را هم  نمی دانیم.

دنیای اطراف هم در نظرمان زیباتر از روزهای دیگر هست.

ترجیح خودمان اینست که همیشه و هر لحظه مان زیبا، خوب و سرشار از انرژی باشیم.

اما در دنیای واقعی وقتی نیم نگاهی به روند عملکرد مثلا یک ماهه خودمان بیندازیم، می بینیم که اینطور نیست یا لااقل امکان و احتمالش کم است.

در طول یک ماه، روزهایی را پر انرژی، پرتلاش و با انگیزه هستیم، چند روزی را با سختی و بی انگیزه به کارها و امورات مان رسیدگی می کنیم و چند روزی را بایستی تحت کنترل بیشتر  سپری کنیم تا در مسیر تحقق اهداف و خواسته هایمان قدم برداریم.

روند طبیعی می تواند به این شکل باشد. در طول یک ماه، گاه چهار فصل را تجربه می کنیم و شاهد گرما و سرما، بهار و خزان و زمستان زندگی روزمره خود خواهیم بود.

برای اینکه بتوانیم در روزهای سخت و تیره مانع تحلیل رفتن شویم و با استقامت بیشتری قدم برداریم، مناسب است از انرژی مان در روزهای پر از شادی نهایت بهره و استفاده را ببریم. به حد کفایت در چنین روزهایی بهینه عمل کنیم و ذخیره شادی و ذخیره توان و انرژی داشته باشیم تا بتوانیم در روزهایی که متحمل سختی می شویم آن ذخیره را به عنوان سوختی برای صبوری به خرج دادن هزینه کنیم.

چگونه می توانیم به اندازه کافی و وافی در روزهای خوش سرمایه گذاری داشته باشیم؟

  • کمک کردن و دست یاری دادن برای رفع حاجت می تواند پس انداز خوبی برای روزهای گرفتاری باشد.
  • بیشتر خواندن و بیشتر کار کردن و طولانی تر نوشتن در روزهایی که حال بهتری داریم می تواند پس انداز روزهای بی حوصلگی و کم کاری مان باشد.
  • مفید و سازنده واقع شدن در محیط پیرامون می تواند مرهمی باشد بر روزهای کسالت باری که حتی حوصله خودمان را هم نداریم.
  • زیبا سخن گفتن و صادقانه و خالصانه عمل کردن می تواند ذخیره ای باشد برای روزهایی که سکوت و انفعال را انتخاب کردیم.
  • برنامه ریزی داشتن و استفاده حداکثری از امکانات و داشته ها و توانایی ها در روزهای خوشی می تواند پشتوانه گرمی باشد برای بی برنامگی ها و پراکندگی هایی که گاه پیش می آید.