نظم در نوشتن

روزهایی که سرحال نیستید و کارها خوب پیش نمی رود چه می کنید؟

امروز که دفتر یادداشت مربوط به درس گزارش نویسی در متمم را تورق می کردم، در بخشی از آن با عنوان “نویسندگان چگونه می نویسند؟ با سوال بالا مواجه شدم. برایم جالب توجه آمد چون خودم هم چند روزی می شد تحت چنین چالشی قرار گرفته بودم.

با دو پاسخ از نگاه دو نویسنده روبرو شدم:

  • نوشتن را کنار می گذارم و صبر می کنم تا اوضاع بهتر شود و سرحال تر شوم.
  • نویسنده حرفه ای باید زمانبندی روزانه داشته باشد و به آن متعهد باشد. نوشتن یک مهارت است و نه یک هنر. اگر به خاطر اینکه چیز الهام بخش در ذهن مان پیدا نمی کنیم از مهارت خود فاصله می گیریم خودمان را فریب داده ایم. به تدریج زیربنای مهارت مان تخریب می شود.

هر دو مدل را تا حدودی تجربه کرده بودم.

همین چند روز اخیر، وقتی به خودم سهل گرفتم و تعلل کردم تا شرایط بهتر شود و موضوعی و بهانه ای برای نوشتن پیدا کنم، روزهایم به همین منوال گذشت و فاصله ای ایجاد شد. امروز دست به کیبورد شدن هم کمی برایم سخت بود.

اما بخاطر دارم که یک زمانی، با تمام مشکلات، خستگی و فرسودگی وقتی دست به کار شدم و تا حد بضاعت و توانم در تقویت مهارت ها و خواسته هایم تلاش می کردم،  همان قدم های هر چند کوچک بر عزت نفسم می افزود و محکم تر شدم و با انگیزه بیشتر دست به کار می شدم.

نوشتن هم جزو مهارت هایی است که نیاز به مداومت و ممارست دارد و برای تقویت آن لازم است از برداشتن قدم های کوچک و روزانه نویسی دست بر نداشت.

همچون سایر دوستان، من هم بالطبع دوست دارم و تلاش می کنم تا نوشته هایم مفید و سازنده باشند اما از جهتی به این نتیجه رسیدم که نباید این هدف، مانعی بر سر راه منظم نویسی شود. قبل از اینکه دیر شود و فاصله ها بیشتر شود بایستی به مقابله بپردازم.

ترسم از اینست که نامنظم نوشتن برابر شود با تضعیف و تخریب تدریجی مهارت نوشتن.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *