مدل تفکر کشاورز

برای اثبات وجود خود، می شود استقامت به خرج داد و  قدم ها را مصمم تر برداشت.

برای برخاستن، بایستی مدت زمانی بر روی زمین تقلا کرد و افتان و خیزان به تکاپو افتاد، تا به مرحله برخاستن نائل شد.

برای نشان دادن مخالفت، می توان سر خم نکرد و به باورها و عقاید مورد نظر پایبند بود و پر تلاش به مسیر خود ادامه داد.

مقابله با ترس امکان پذیر خواهد بود اگر بتوانیم، اقدام کنیم و برخلاف جریان ترس ها و تنش ها، حرکت کنیم و سختی را به جان بخریم تا بر قله رفیع آرامش صعود پیدا کنیم.

برای نیل به پیروزی و دستیابی به آنچه بیان شد، مناسب و مفیدتر است تا مدل تفکر کشاورزی داشته باشیم نه تفکر کارگری.

کارگر با توجه به حقوق پایان ماه و برای دریافت پاداش و مزایا کار می کند.

در مقابل، کشاورز بذرها را می کارد،  صبر پیشه می کند و امیدوار است تا فصل درو فرا رسد. آنگاه می بیند که چه میزان محصول قابل برداشت دارد؟ و آیا اصلاً محصولی برای برداشت وجود دارد؟

صبوری، کاهش توقع و انتظار، برای کسب نتیجه و دستاوردها در ازای عملکرد و زحمات مستمر در بلندمدت ، مانع از دلسردی و بی انگیزه گی می شود و مهم تر اینکه باعث می شود مقاوم و مصمم در پی هدف خود و کشف مسیرهای جدید به پیش رویم.

آنچه در رابطه با مدل تفکر کشاورزی و کارگری بیان داشتم، وام گرفته از صحبت های میثم مدنی عزیز در مجموعه نوشته هایش درباره “چرا کتاب بخوانیم؟” می باشد که بسیار بر دل و جانم نشست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *