مسیر شگفت انگیز رشد

استاندارد

صرفاً دوست داشتن و علاقه مندی به هنر و ادعای میل و رغبت و طرفداری از یک مهارت بسنده نخواهد بود.

البته علاقه مندی و داشتن انگیزه می تواند نقطه عطف باشد.

کلیدی ترین نقطه در سیر روند رشد و تعالی برای دستیابی به یک هنر و و توانمند شدن در یک مهارت، اقدام و عمل های کوچکی و دائمی است.

برای کسب هر نوع مهارت و هنری بایستی دست به کار شد.

چه بسیار شنیدم و به این باور رسیده ام که عادت و اقدام های کوچک مستمر می توانند اثرات بزرگ و حیرت انگیزی را به ثمر آورند.

در ادامه همین عادات کوچک، تغییرات کوچکی شکل می گیرد و نحوه عملکرد را چنان متحول می کند که شاید برای آنانی که پا در آن مسیر نگذاشته اند، غیر قابل باور باشد. کسانیکه وقتی شاهد نهایت امر و دستاوردی هستند آنرا نوعی رویداد تلقی می کنند.

زمانیکه در حال پرورش و توانمند شدن در یک مهارت، با چالش ها و فراز و نشیب های مسیر پیش رو دست و پنجه نرم می کنیم شاید بیش از دریافت بازخورد مثبت، آنچه نصیب مان شود انواع و اقسام سرزنش ها، بی تفاوتی ها و دست کم گرفتن ها باشد.

بهتر است نه از تحسین ها چنان مشعوف شویم که هدف اصلی را فراموش کنیم و نه از نامهربانی ها چنان بشکنیم که از مسیر اصلی منحرف شویم.

انگیزه کلیدی و درونی تر را می توان در اهداف بزرگ ردیابی کرد. مثلاً انگیزه نوشتن می تواند رسیدن به هدفی مثل نویسنده شدن یا با هدف توانمندی در تجزیه و تحلیل داده ها یا با هدف تقویت تفکر نقادانه و یا ترکیبی از تمام اینها باشد.

هدف اصلی و مهارت کلیدی مورد نظر را بهتر است مادام در نظر بگسترانیم و در وجودمان حک کنیم و با آگاهی از تمام فراز و نشیب های پیش رو، گام های استوارتری برداریم.

مسیر یادگیری و توانمندی سخت و زمان بر و طولانی مدت است و نمی شود آنرا در مدت کوتاه و بدون درد پیمود.

در این حین، مشورت و دریافت راهنمایی از افراد خبره و متخصص در حوزه مورد نظر یا مجاورت با همراهانی که به مانند ما در حال قدم برداشتن در آن مسیر می باشند، انرژی بخش و انگیزاننده می باشد.

با رخوت و سستی به مقابله برخیزیم.

از کنار حرف های بی پایه و اساس دیگرانی که در عبور از موانع مسیر زندگی خودشان  دچار ضعف هستند بگذریم و به سرگرمی های بی معنا و پوچ یا سرخوشی های زودگذر اعتنایی نکنیم.

بهتر است برای جاری بودن و برای حرکت، به بطن چالش ها رسوخ کنیم و بر چالش ها فائق آئیم.

ما باید راه خودمان را به صورت متمایز و منحصر به فرد در پیش بگیریم و سکان زندگی را به دستان خود در جهت مناسب بچرخانیم.

از فرصت محدود زندگی با استفاده حداکثری از منابع مان، نهایت بهره و حظ وافی را ببریم تا در لحظه پایانی رنج از دست دادن و تهی بودن را متحمل نشویم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *