تحلیلی مختصر و ناقص

استاندارد

ندیدن روندها و قضاوت بر اساس مشاهده ها یا رویدادها و هر آنچه صرفاً در زاویه دید افراد قرار می گیرد باعث  تصمیمات و اشتباهات بزرگ می شود.

در جریان زلزله غرب کشور، نتیجه بی اعتمادی مصادف با هدررفت و اسراف منابع و داشته ها، هرج و مرج و بی نظمی، بی تفاوتی نسبت به مسائل آینده و پیچیدگی و عمیق نمودن مشکلات شده است.

کمک های انفرادی و گروه های مختلف که هر یک به صورت مجزا دست به کار شده اند، نمادی از یکپارچگی و اتحاد نمی تواند باشد و به نوعی نمایش اختلافات داخلی است.

به نظرم یکی از عواملی را که می توان نتیجه این آشفتگی و نابسامانی دانست، محتواهای سطحی تولید شده در شبکه های اجتماعی است. هر شخصی و گروهی خود را متخصص در تمام حوزه ها می بینند و دست به کاری می زنند که نتیجه آنرا در طی این چند روز شنیدیم و مشاهده کردیم.

این ها نشان از ناتوانی ما در تشخیص متخصص از غیر متخصص، مدرک به دست و بی سواد و مدعیان بی شمار است.

نگرانی ام از این است که با چنین بازتاب هایی، مشکلات آینده پیچیده تر شود و در لحظات بحرانی وضعیت از این روزها متشنج تر شود و کسی برای مرتفع نمودن و حل مسائل پا پیش نگذارد و عملکرد ارگان ها و موسسات رسمی دچار ضعف و اختلال بیشتری برای امدادرسانی شود.

می شنیدم که در جریان توزیع نامناسب شاید یک خانواده چندین پتو دارند و خانواده ای دچار کمبود هستند.

وقتی مدل ذهنی رایج عده ای در ایام تاسوعا و عاشورا، کنجکاوی شان از دانستن نوع غذا نذری است یا حرص خوردن یک سری آدم سیر برای گرفتن غذاهای اضافه است که گاه دور ریخته می شود.

از طرفی رفتار زباله گرد یا کارگر شهرداری که زحمت نظافت شهر را بر عهده دارد، این گونه است که برای رفع گرسنگی دست در زباله می کنند و به خودشان مجوز نمی دهند تا دست به جیب دیگران کنند، آنها در مقابل کمک اطرافیان، حرص نمی زنند و به فکر سایر هم نوعان شان هستند.

یا کسانی که نیازی به ترحم و حمایت از جانب کسی ندارند و سعی می کنند تا آخرین توان شان بر روی پای خود بایستند و با سیلی صورت خود را سرخ نگه می دارند و عزت مند زندگی می کنند. و در این میان چه بسیار کسانی هستند که از ناخوشی های شان، با اغراق بیشتر سخن می رانند و خوشی ها را در بعدی کوچک بیان می دارند تا مبادا چشم زخم بخورند.

هر یک از افراد بالا در شرایط بحران چه خواهند کرد و چگونه برای رفع مشکلات شان اقدام خواهند کرد؟

آیا مدیریت زندگی شخصی خود را داریم که حالا قصد مدیریت یک گروه و یک حوزه را داریم؟

به نظرم اول بهتر است به اندازه و در حد و توان خودمان و در جایگاه خودمان به نحو مطلوب نقش ایفا کنیم تا بتوانیم در آینده با عزت نفس به سراغ وزنه سنگین تر برویم.

در این میان ترجیح می دهم نسبت به موسسات و سازمان های رسمی از جمله هلال احمر اعتمادم را حفظ کنم.

البته من هم ادعای متخصص بودن را ندارم. صرفاً می خواستم این بار برای شروع نوشتن یک متن تحلیلی، به حد فهم خودم چنین تحلیلی را با تمام نقص اش بنویسم به امید اینکه در آینده بتوانم بهتر ببینم و  مسائل و دنیای اطرافم را با جزئیات مفصل تر و روشن تر، تشریح و تحلیل نمایم.

1 دیدگاه در “تحلیلی مختصر و ناقص

  1. من با شما موفقم. به نظرم شبکه های اجتماعی و آزادی بیان زیادی باعث نوعی اختلال شده.
    هر کاری بشود به هر حال به آن نقدی وارد است. (نمی گویم جلوی راه نقد بسته شود). ولی وقتی هر کاری می کنید هزاران نفر هستند که هر یک با یک دیدگاهی قضیه را نقد و بررسی می کند تراکم و انباشت این نقدها باعث دلسردی و ترس از اقدام و ابتکار می شود.
    به نظرم آداب نقد و تحلیل را هم در کنار این ها باید یاد بگیریم.
    یک رفتاری هم که به وجود آمده این است که (نمی دانم اسمش را چه بگذارم) مردم از یک سوژه به سوژه دیگر به صورت دسته جمعی کوچ می کنند، هر کانال و سایتی که می روی زلزله است. یکی عکس زلزله می گذارد ، یکی ویدیوهای زلزله می گذارد، کلی سایت و کانال که زلزله را از جوانب مختلف سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و علمی و عملکردی و امدادی تحلیل می کنند. حجم زیادی از کانال ها که جک و گیف زلزله می گذارند.
    منم که بقیه رو نقد می کنم :دی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *