تغییر و تفاوت در نوع نگرش

استاندارد

نگاهی به گذشته و مروری بر تاریخ زندگی مان نشان از فراز و فرودها و تغییر و دگرگونی هایی است که اغلب می تواند مشهود و محسوس باشد.

بخش کوچکی از مطالعه ام در رابطه با تغییرات و تفاوت میان تفکر سرمایه داری و تفکر مصرف گرایی برایم جالب توجه بود که  قصد دارم آن را در حد توان و بر اساس برداشت خودم در اینجا تشریح نمایم.

تفکر سرمایه داری که می توان آنرا در میان جوامع توسعه یافته بیشتر مشاهده کرد شعاری دارند با عنوان “بیشتر سرمایه گذاری کن”. به موازات آن، تفکر مصرف گرایی را که در میان جوامع در حال توسعه و جهان سوم و اقشار و افراد معمولی و متوسط بیشتر می توان مشاهده کرد شعاری دارند با عنوان ” مصرف کن”

افراد و جوامع با تفکر سرمایه داری بر روی تولید بیشتر و ثروت بیشتر متمرکزند و برای افزایش سرمایه نسبت به بکار گیری سرمایه و همچنین بهره مندی از سود سرمایه با ورود آنها به چرخه تولید همت مضاعف دارند. آنها از هر منبعی به نفع سرمایه گذاری و افزایش تولید سود می جویند.

در همین حال افراد با تفکر مصرف گرایی برای مصرف بیشتر و کسب مالکیت و حفظ زیبایی یا جوانی هزینه گزاف می نمایند و بر میزان قرض و قسط و بدهی خود می افزایند تا کالاهای مصرفی بیشتر و جدیدتر و حس بهتری را تجربه کنند.

تاریخ اینگونه بیان می دارد که در گذشته افراد معمولی صرفه جویی بیشتری داشتند و ثروتمندان و طبقات اجتماعی مرفه و درباریان، بی پروا به مصرف گرایی می پرداختند. اکنون این تفکر و عملکردها معکوس شده است.

در گذشته خانواده ها به مناسبت خاصی مثلاً روز پدر تصمیم می گرفتند که برای جشنی کوچک، غذا را بیرون از خانه صرف کنند. در آن زمان، میزان غذا خوردن در بیرون از خانه شاید سالانه به تعداد انگشتان دست هم نمی رسید اما امروزه بی هیچ بهانه، مصرف غذاهای آماده و فست فود بیشتر شده و سبک غذایی متفاوتی را تجربه می کنیم و کمتر پخت و پزهای خانگی را شاهد هستیم.

در همین راستا، دلایل بعضی از بیماری ها ناشی از فقر و کمبود مواد غذایی نمی باشد بلکه مشکل از تغذیه نامناسب می باشد که منجر به چاقی و افزایش وزن  و سایر بیماری های مرتبط به آن شده است.

و در این میان سرمایه گذرانی که سعی بر استفاده از خوراک ارگانیک و سالم و مفید دارند.

تفاوت تفکر مصرف گرایی با تفکر سرمایه داری را در سایر حوزه ها هم می توانیم ببینیم.

چشم و هم چشمی هایی که در مصرف کالا و استفاده غیر ضروری تجملات مشاهد می کنیم و تجملات را جزئی جدایی ناپذیر و از ضرورت های زندگی می پنداریم.

اگر بخواهم در این خصوص مثال عینی بیان کنم، وجود بوفه های مملو از انواع و اقسام ظروف و دکوری های گران قیمتی است که در اکثر جهیزیه های عروسی خودنمایی می کند. در نگاه من خرید و هزینه برای اینگونه اسباب و وسایل، نوعی اتلاف منابع مالی خانواده هاست و در واقع لزوم وجود این ویترین های نمایشی در خانه را نمی توانم درک کنم.

به هر حال، مسیری که افراد با تفکر مصرف گرایی در پیش دارند، راه را برای سرمایه داران هموار می کند و بر ثروت و سرمایه آنان می افزاید.

تفکر ات و باورهای غلط و حس همه چیز دانی و عالم بودن باعث شده افراد زاویه دید بسته و تعصب نابجا و بی تفاوتی و بی توجهی به منابع موجود در محیط اطراف را داشته باشند. به این شکل با تمسخر تولید کنندگان مقتدری (مانند چین)، روز به روز جایگاه و موقعیت خود را متزلزل و ضعیف تر خواهیم کرد.

یکی از نکات کلیدی و نقطه قوت تفکر سرمایه داری و به نوعی راز اصلی رشد آنان این گونه بیان شده است:

 آنان به ندانستن و نادانی های خود آگاهی دارند و می دانند که بسیار نمی دانند. در نتیجه به صورت مستمر به جستجو و کنجکاوی و کشف و تسخیر محیط اطراف می پردازند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *