آیا تفاوت ها همیشه زیبایی می آفرینند؟

استاندارد

تفاوت ها را در اکثر زمینه ها و در محیط اطراف خود میتوانیم به کرات ببینیم.

تفاوت در رنگ ها، تفاوت در اندازه ها، تفاوت در زبان ها، تفاوت در جانداران، تفاوت در چهره ها، تفاوت در ادراک و نگرش، تفاوت در زیستن

گوناگونی و تنوع در فصول سال و تفاوت فرهنگ ها و جوامع و هر آنچه که به آن آگاهی داریم و در زاویه دید ما قرار دارد.

تفاوت برگ درختان و تنوع اندازه آنان و در کل گوناگونی آنها در کنار یکدیگر جنگل را خلق نموده، جنگلی که در  فصل های گوناگون سال، پوشش وچهره ای متفاوت به خود می گیرد.

چقدر از دیدن تفاوت و دگرگونی ها در کنار یکدیگر لذت برده اید؟

لذت شنیدن یک موسیقی که ترکیبی از نت های متنوع یا گاها متضاد می باشد.

لذت دیدن جنگل پاییزی که مرکب از هزار رنگ در کنار یکدیگر می باشد.

لذت خواندن مقاله یا کتابی که ترکیبی از کلمات متنوع، مشابه و متضاد در کنار یکدیگر است.

به نظرم لذت بردن از تفاوت ها و تنوع ها، از یک اصولی پیروی می کند و شاید بتوان گفت نظم و ساختار درونی دارند که ثمره آنها چنین زیبا و لذت بخش می شود.

آیا همیشه ترکیب تفاوت ها، اثری ستودنی را به جا می گذارد؟

پذیرفتن تفاوت ها اما مسئله ای دیگر است.

ما از دیدن کدام یک از این تفاوت ها لذت می بریم؟

معیار ما برای پذیرش تفاوت ها چیست؟

تفاوت ها شاید زمانی دلنشین و لذتبخش شوند که بتوانیم خلاء و کمبودی را در وجودمان به واسطه آنها جبران کنیم. به نظرم در این صورت است که میل و رغبت و کششی به سمت تفاوت ها پیدا می کنیم. همچنین در صورتیکه در خودمان، شمه ای از آن ویژگی وجود داشته باشد، ممکن است مجذوب آن شویم.

مثل دیدن زیبایی های طبیعت یا مطالعه یک کتاب یا مطلبی آموزنده یا مصاحبت با بعضی اطرافیان که از مجاورت با آنها انرژی می گیریم و در افکارشان غرق می شویم.

به تجربه دریافتم که تفاوت ها در کنار یکدیگر زمانی می توانند بر دل و ذهن ما بنشینند که سنخیت و یکپارچگی ای را به همراه آورند، در غیر اینصورت امکان دارد تحملشان کنیم و یا نهایتاً نتوانیم پذیرای آنها باشیم.

همیشه ترکیب تفاوت ها و تضادها در کنار یکدیگر تصویر زیبا را خلق نمی کند.

گاه کنار هم نشستن و ترکیب تفاوت ها سبب ایجاد عارضه و تشنج فضا می شود.

مثل ترکیب شیمیایی مواد و عناصر مختلف که گاهی معجزه می آفرینند و گاه می توانند به تولید سم و سرطان منجر شوند.

دو نفر که فضای فکری و ذهنی بسیار متفاوت با یکدیگر دارند و هیچ یک حاضر نیستند کمی در فضای فکری طرف مقابل خود قدم بزنند چگونه می توانند قول و قرارداد کنار هم بودن، آن هم به صورت دائمی را امضا کنند و به یکدیگر متعهد بمانند.

بر این باورم که نوعی هماهنگی و هم وزنی است که می تواند میان تفاوت ها سینرژی ایجاد نموده و شاهکاری خلق شود.

کلماتی که بعضی از آنها شاید به تنهایی معنایی در خود نهفته نداشته باشند اما با ترکیب و قرار گرفتن کنار یکدیگر می توانند به سرایش یک شعری ختم شود.

یا مخلوطی از رنگهای متنوع و مختلف به همراه خطوطی متفاوت بر روی بوم نقاشی که اثری هنری را  به نمایش می گذارند.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *