انتخاب زمین بازی

استاندارد

وقتی درس اخیر بازی سازی یا گیمیفیکیشن را در متمم می خواندم، صحبت هایی که چندی پیش با همکارم مطرح شده بود برایم تداعی شد. موضوعی که باب صحبت با همکارم را باز کرد، توجه دوباره به تفاوت هایمان و نوع افکار و دیدگاه مان نسبت به دنیای پیرامون مان می شد که احساس می کنم تاحدودی می تواند به بخش دسته بندی افراد علاقه مند به بازی بر اساس مدل بارتل ارتباط پیدا کند.

پرسیدم: تصورت از زندگی ایده آل و زیبا و رضایت بخش به چه شکلی است و آنرا چگونه تصور و ترسیم می کنی؟

گفت: وقتی بتوانم به دیگران کمک کنم و انسان هایی که ضعیف تر و نیازمند هستند را کمک و یاری برسانم، بسیار برای خوشایند و کار لذتبخشی است.

چند سالی می شود که در مجاورتش هستم. لطف و محبت بی دریغ و بی محاسبه اش را بارها شاهد بودم، همچنین به گفته ی خودش حل مسائل و خشنودی دیگران را بر خودش ترجیح می دهد و به نوعی از خوشحالی دیگران بیشتر خوشحال می شود و علاقه مند به تعاملات اجتماعی است.

در ادامه صحبت بیان کردم که محیط ایده آل و زیبا و در عین حال جذاب از نگاه من آشناشدن با محیط جدید و تازه یا مراوده با افراد جدید در پی یافتن نقطه ای مثبت جهت یادگیری و رشد و توسعه ی فردی ام می باشد. وقتی در مجاورت با محیط اطرافم بتوانم چیز جدیدی را بیابم و بتوانم در راستای آن توانمندی یا دانشم را توسعه دهم، آن محیط برایم جذاب و نشاط آور خواهد بود.

البته در خصوص کمک به هم نوعان و کسانی که نیاز به مساعدت دارند کوتاهی نمی کنم و ایفای وظیفه می نمایم.

با این حال، بر اساس الگوی غالب رفتاری ام میل و کشش به سمت دنیای بزرگتر و بالاتر از موقعیتی که هم اکنون در آن قرار دارم را جستجو می کنم و ترجیح می دهم در جهت یادگیری بیشتر و رشد و توسعه فردی، در دنیاهای ناشناخته از منظر و نگاه خود قدم بگذارم و درک و آگاهی ام را نسبت به محیط اطراف وسیع و البته عمیق تر نمایم.

زندگی بر روی این کره خاکی و نوع بازیگری ای که هر یک از ما انتخاب می کنیم بر اساس عوامل مختلف و متعددی متفاوت است. با گذر زمان و با توجه به ترجیحات و ارزش ها و باورهایم به انتخاب خود اطمینان بیشتری دارم و راغب به تلاش، تقلا، کوشش و حرکت به امید پویایی، صعود، شناخت و دانستن نادانسته هایم هستم.

در پایان بر اساس خودمحوری و با شوخی به همکارم پیشنهاد دادم کمی در دنیای روشن، پرنشاط، سرسبز و زنده (به باور خودم) من هم قدم بزند و آنرا امتحان کند😉

 

برف

استاندارد

چند روز گذشته، خبر بارش برف را از اطرافیان شنیده بودم و اصلاً آنرا جدی نگرفتم. احتمال دیدن برف در نظرم بعید بود و می توانستم آنرا نهایتاً به صورت پراکنده و کم در نقاط شمالی شهر تصور کنم.

غافلگیری هیجان انگیزی بود. از دیشب که بارش برف شروع شده مدام پشت پنجره می روم و به تماشای این زیبایی وصف ناپذیر می نشینم. تصمیم دارم در این هوای دلنشین حتماً پیاده روی کنم و عطر آنرا با تمام وجود حس کنم.

شکرگزار خالق هستی بخش هستم و خوشحالم از نعمت حیات و سلامتی ای که بر من ارزانی داشته شده است. خرسندم از اینکه می توانم در این نقطه از زمین نظاره گر زیبایی ها و شگفتی های طبیعت اطرافم باشم. آرزو می کنم این شگفتی و شکوه دلنشین در نقاط مختلف این کره خاکی اتفاق بیفتد.

دنیای اطرافم سحرانگیز و سپید پوش شدن درخت همسایه تحسین برانگیز شده است.

عدم فعالیت در فضای شبکه های اجتماعی همچون اینستاگرام و از جهتی وسوسه به اشتراک گذاشتن تصاویر با دوستان باعث شد بالاخره دست به کیبورد شوم. زمستان سرد و رقص زیبای دانه های بلورین برف روحم را نوازش داد و امروز بهترین بهانه برای آغاز دوباره نوشتن را از طبیعت هدیه گرفتم.

امیدوارم بارش این رحمت الهی برای همگان منشاً خیر و برکت باشد.

تصاویر ثبت شده از شروع بارندگی یعنی دیشب تا به امروز صبح می باشد.