ارتباط بدون خشونت

استاندارد

در این پست قصد دارم مختصری از برداشت خودم را در رابطه با مطالعه کتاب ارتباط بدون خشونت اثر مارشال روزنبرگ بیان نمایم.

در این کتاب، برقراری ارتباط از دو زاویه مورد بررسی قرار گرفته است. اول چگونگی و نحوه رفتار خودمان و نوع بیان مان و دوم نحوه برخورد با دیگران و رفتار متقابل با اطرافیان.

بخش نخست این است که از ما می خواهد برای برقراری ارتباط با محیط اطراف چهار مورد اساسی را در وجود خود بررسی کنیم و بر آن اساس نسبت به اعلام درخواست خود اقدام نماییم. این ۴ مورد کلیدی شامل مشاهده کردن، بیان احساسات، اعلام نیاز، بیان تقاضا و پیشنهاد می باشد.

بطور مثال وقتی از نحوه ی برخورد فروشنده ناراضی هستیم. در اولین اقدام سعی کنیم صرفا آنچه را مشاهده کرده ایم به صورت آشکار و واضح به طرف مقابل اعلام کنیم. برای نمونه وقتی با بدقولی نماینده ی شرکتی که از آن ها محصولی خریداری کردیم مواجه می شویم. مناسب است مشاهدات را با جزئیات و بصورت شفاف با ایشان مطرح نماییم. اینکه ساعت ۶ قرار گذاشتیم و شما تازه ساعت ۷ تماس گرفتید و گفتید تا یک ساعت دیگر می رسید و دوباره ساعت ۷:۳۰ تماس گرفتید که جایی مشغول کار هستید و قبل از رسیدن با من تماس خواهید گرفت و بعد از چند بار تماس و هر بار اعلام اینکه نیم ساعت دیگر می رسید نهایتا حدود ۱۱ شب محصول ما را تحویل دادید.

در مرحله بعدی به بیان احساسات می پردازیم اینکه احساس عصبانیت و ناراحتی و بی احترامی کردیم و با اعلام نیاز به  توجه به حقوق مشتری و احترام به مشتری، نیاز به صداقت و تعهد نسبت به بیان تقاضا و پیشنهاد اقدام می کنیم مثل اینکه انتظار ما این است وقتی در انجام کار با مشکل مواجه می شوید با بیان واقعیت مثل اینکه در آخرین روزهای سال ترافیک کار بسیار است و سعی می کنیم در اسرع وقت اقدام نماییم مشتری را از سردرگمی خارج کنید.

مارشال روزنبرگ در این کتاب بر این باور است تا برای برقراری ارتباط مناسب تر سعی کنیم به صورت آگاهانه و با توجه و دقت مشاهدات مان را با جزئیات بیان کنیم، به صورت شفاف و واضح از احساسات مان صحبت کنیم، با بیانی رسا نیازهایمان را اعلام نموده و با شجاعت تقاضا و پیشنهادمان را برای بهبود رابطه و تحقق نیازهایمان بیان نماییم. در این راستا تاکید دارد در ارتباطات مان از قضاوت کردن، مقایسه کردن و با نیش و کنایه حرف زدن پرهیز کنیم.

در حین مطالعه، به نحوه ی صحبت کردن خودم فکر کردم و متوجه شدم چقدر در مکالماتم سعی دارم به صورت مختصر و کلی یا بهتر است بگویم کُد شده صحبت کنم. به طور حتم این تسریع در صحبت کردن با هدف سریع تر رسیدن به نتیجه می باشد. اما در عمل شاهد این هستم که ناقص و کلی صحبت کردن باعث می شود برای رسیدن به نتیجه مورد انتظارم و بیان منظورم چندین بار تلاش کنم و انرژی صرف کنم و گاه امکان دارد حتی به محقق شدن خواسته ام هم منجر نشود. تاسف بار زمانی است که با برچسب زدن یا قضاوت کردن و متهم کردن اطرافیان به کج فهمی و دیر فهمی فضای ارتباطی را متشنج نماییم.

به این ترتیب اهمیت شفاف صحبت کردن و کامل صحبت کردن که اتفاقاً یکی از پیشنهادات آقا معلم هم در فایل صوتی مربوط به گردهمایی نیز بوده برایم روشن و آشکارتر شد. کامل صحبت کردن منجر به برداشت و فهم مشترک، صرفه جویی در وقت، انرژی و روشن کردن منظورمان و هزینه دست یابی به خواسته هایمان و بهبود و تقویت ارتباطات می شود که شاید کمتر به صورت آگاهانه به آن توجه کنیم.

در بخش دوم یعنی نحوه برخورد با دیگران و ارتباط متقابل نیز از ما خواسته می شود تا به احساسات و نیازهای طرف مقابل توجه داشته باشیم و به صورت همدلانه به آنها گوش بسپاریم. به این شکل “نه” شنیدن هم برای ما قابل پذیرش می شود وقتی در نظر داشته باشیم که در پاسخ به درخواست مان طرف مقابل با “نه” گفتن پاسخ می دهد، می توانیم با توجه به احساس و نیازهای مورد نظر آن شخص موقعیت او را بهتر درک نماییم و بپذیریم و رابطه مان را با پرهیز از قضاوت ها و برداشت های خودمحورانه بهبود ببخشیم.

در این کتاب از ما خواسته می شود تا به ارتباط محبت آمیز و نحوه ی صحبت کردن با خودمان هم به صورت آگاهانه توجه کنیم زیرا کسی که نتواند با خود مهربان باشد چگونه می تواند مهر و عطوفت را به دیگران انتقال دهد. پیشنهاد شده است در صورتیکه مرتکب اشتباهی شدیم، افسوس خوردن را جایگزین سرزنش خود و احساس گناه و افسردگی کنیم و در انتها خود را ببخشیم و برای تحقق نیازهای مورد نظر خود تلاش کنیم.

مارشال روزنبرگ نیز همچون ویلیام گلاسر و بسیاری از بزرگان، توجه ما را به قدرت انتخاب و آزادی معطوف می دارد و از ما می خواهد که از اقدامات اجباری و کارهایی که در راستای تشویق  یا تنبیه یا تایید دیگران انجام می دهیم فاصله بگیریم و مسئولیت انتخاب های خود را بر عهده بگیریم. انتخاب هایی که از احساسات و نیازهای درونی مان نشات می گیرد. با اقدامات مبتنی بر اختیار ما می توانیم زندگی رضایت بخش تری را تجربه کنیم و این احساس رضایت را به محیط اطراف مان نیز منتقل نماییم.

بخش پایانی کتاب به ابراز قدردانی به عنوان روشی برای بیان شادی و شعف درونی ما و نه آلت دست قرار دادن دیگران پرداخته است. همچنین متقابلاً دریافت قدردانی را بدون احساس برتری و یا فروتنی های ساختگی به این شکل تشریح نموده است که آگاه باشیم که قدرت خداست که به وسیله ی ما کار می کند و اوست که به ما قدرت غنی سازی زندگی دیگران را می دهد. به این ترتیب به هنگام دریافت سپاسگزاری از جانب اطرافیان، توجه داشته باشیم تا در تله ی خود بزرگ بینی و خضوع ساختگی گرفتار نشویم.

جمله ی تاثیر گذاری در رابطه با قدردانی در این کتاب خواندم که احساس کردم بیان آن در این جا خالی از لطف نباشد. این جمله از یکی از اعضا گروه فلسطینی بنام نافذ عسایلی است. او وقتی برای آموزش ان. وی. سی (ارتباط بدون خشونت) صحبت های مارشال روزنبرگ را شنیده بود در پایان کارگاه برای قدردانی از ایشان گفت:

“خدا را در وجودت می بوسم که به تو اجازه داد به ما بدهی آنچه را که دادی”