همهمه

استاندارد

گاهی وقت ها غرق در گرفتاری ها و مسائلی می شویم که دل دل می کنیم برای بدست آوردن فرصتی، تا به خودمان و مسائل مورد علاقه مان بپردازیم.

گاهی وقت ها مسائلی پیش می آید که اولویت دارند به خواسته های ما.

گاهی وقت ها اینقدر فکر و ذهنت مشغول شده که کمتر به جاهایی که دوست داری می توانی سربزنی.

گاهی وقت ها جسمت یک جا و دلت جای دیگری است.

گاهی وقت ها بی تاب و دل نگران عزیزی هستی و دلت می خواهد سلامت و شادمانی اش رو نظاره گر باشی.

با همه این اوصاف،  فکر می کنم می توانیم به نوبه ی خودمان تسلی بخش باشیم و این اطمینان را بدهیم که با تمام توان در کنارشان هستیم، حمایت شان می کنیم و تلاش می کنیم تا روزهای سخت را به نحو مطلوب تری سپری کنند.

چه خوب است داشتن دوستانی از جنس باران رحمت که هر چقدر در اطرافمان باشند، وجودشان مایه خیر و برکت است.

حرف هایم کمی بی سر و ته شد.

با این حال به نظرم در همهمه شلوغی و مشغولیت ها، استفاده از زمان هایی هر چند کوتاه برای خلوت کردن با خود می تواند بسیار کمک کننده و اثربخش باشد. نوشتن هم راهکار دیگری برای برون ریزی است که در اکثر لحظات آرام ترم کرده است.