عادت به سحرخیزی

استاندارد

یکی از عادت های خوبی که امسال به آن دست پیدا کردم، عادت به سحرخیزی است. حتی روزهای تعطیل هم سعی می کنم زودتر از سایرین بیدار بشوم. این عادت خوب را در اغلب انسان های موفق از جمله آقا معلم یاد گرفتم. تقریبا از ابتدای سال، ساعت بیدار شدنم را به اندازه نیم ساعت زودتر تنظیم کردم و پس از ۶ ماه در نیمه دوم سال دوباره نیم ساعت زودتر از همیشه بیدار شدم و تا بالاخره تونستم جمعا یک ساعت زودتر از همیشه یعنی ساعت ۵ صبح بیدار شوم.

تجربه ای که از سحرخیزی طی این یک سال بدست آوردم بسیار مفید و ارزشمند بود. قبل از رفتن به اداره حدود یک ساعت و نیم وقت دارم که تا حد امکان حداقل ۲ مورد از کارهایم را انجام می دادم از جمله:

  • نرمش کردن
  • خواندن لغات زبان انگلیسی
  • نوشتن یادداشت روزانه
  • خواندن قرآن
  • مطالعه کتاب
  • گوش دادن به فایل صوتی

عادت به سحر خیزی باعث شد نسبت به وقت و زمانم حساسیت بیشتری داشته باشم و تا جایی که می توانستم بر روی زمان و فرصت هایم مدیریت کنم. همچنین این عادت به نوعی برایم نقش مدیریت در شرایط ابهام را ایفا می کرد، روزهایی بود که آب قطع شده بود و خوشحال بودم که کارهایم را انجام دادم و به مشکل بر نمی خوردم یا برنامه های از قبل پیش بینی نشده بوجود می آمد که آن یک ساعت سحرخیزی باعث شده بود به نسبت یک ساعت جلوتر از سایرین باشم و کارهایم زودتر انجام شده و در نهایت با تنش کمتری، در برنامه ها حضور پیدا کنم.

هر چند هنوز با سحرخیزی ایده آلم فاصله دارم و سعی می کنم این روند را ادامه دهم.