مقابله با بی نظمی

استاندارد

مدتی است روال عادی زندگی و یکسری عادت های مثبتی که برای منظم شدن و ثابت موندنش در طول سال گذشته تلاش کرده بودم دچار اختلال شده است. از جمله عادت به سحرخیزی، عادت به منظم نوشتن و وبلاگ نویسی، عادت به خوندن زبان انگلیسی، حتی عادت در منظم خواندن مطالب ارزشمند متمم.

تمام موارد بالا باعث شده عزت نفسم کاهش پیدا کنه، اینکه بخواهم شرایط و موقعیتی که توی این مدت داشتم را برای تلطیف عزت نفسم در نظر بگیرم، یا اینکه مشکل در اتصال به اینترنت و کندی وصل شدن، زمان و انرژی زیادی رو در این مدت از من می گرفت، توجیه و بهانه ای بیش نخواهد بود و مسئله ای حل نمی شود. بهتره دیدن سهم خودم و باور به عوامل درونی رو خدشه دار نکنم و از مسئولیت و  آزادی در انتخاب و اختیار خودم که سهمی در ایجاد این بی نظمی داشته، چشم پوشی نکنم.

به نظرم اینکه طبق نظم و روال معمول توانستم به یکسری عادات مثبت دست پیدا کنم خیلی کار خارق العاده ای نکردم و هنر این باشد که به درجه ای از تعهد برسم که بتوانم در شرایط ابهام و یا در هنگام رویارویی با قوی سیاه هم بتوانم بر تلاش دائمی ام ادامه دهم و پایدار بمانم. البته اگر بخواهم با نگاه واقع بینانه بنگرم، با مسئله بی نظمی روبرو هستم و درجه شکنندگی ام خیلی حاد نشده است. این ها را گفتم تا به هر حال عزت نفسم را نابود نکنم:))

روزهایی که نمی نوشتم یا برای یادگیری زبان انگلیسی مطالعه نداشتم، نوعی پریشانی فکری گریبانگیرم می شد، حالا از این آشفتگی خسته شدم و با نوشتن در اینجا به برون ریزی ذهنی ام کمک کردم. به هر حال آنچه اینجا  نوشتم صرفاً تلنگری به خودم هست. تا پادشکننده باشم و تلاش دائمی و منظم را با انرژی و توان بیشتر از سر بگیرم.

4 دیدگاه در “مقابله با بی نظمی

  1. امید

    سلام معصومه
    اول سال نو رو بهت تبریک میگم(هرچند که به قول محمدرضا سال نو همش توی تقویم هست و…)ولی خب دیگه!
    دوم اینکه من همه پست هایی رو که میذاری میخونم و لذت میبرم ولی به صورت چراغ خاموش(البته به بعضی هاشون هم انتقاد دارم)
    سوم هم اینکه من خیلی به بحث عادت اعتقاد دارم.معتقدم که آدم نباید برای یه سری کارهای روتین کلی وقت بذاره.مثلا برای خواندن زبان(که خودم هم تنبلی میکنم!)نباید هر روزبا خودم کلی کلنجار برم .باید یه عادت بشه که هر روز به صورت اتوماتیک انجام بگیره.احتمالا تو هم موافق هستی که انسان های موفق هم یکسری عادات(ونه انگیزه های هر روزه) خوب داشتن که موفق شدن مثل مطالعه روزانه.من یه چیزایی خوندم در مورد عادت ۲۱ یا ۴۰ روزه اما به طور جدی بهش عمل نکردم. جمله ای هست از Jim Rohn درباره ارتباط انگیزه و عادت که به نظرم بد نباشه بنویسم
    Motivation is what gets you started
    Habit is what keeps you going
    موفق باشی

    • معصومه خزاعی

      امید عزیز
      ممنونم از وقتی که گذاشتی و نظرت رو برایم نوشتی. عادت ها را می توانیم تثبیت کنیم اما گاهی که بی نظمی در انجام آنها ایجاد می شود، فکرمان را مشغول می کنند. شاید اگر تبدیل به عادت نشده بودند چندان اهمیتی نداشت و دچار درگیری فکری هم نمی شدیم. جمله Jim Rohn زیبا بود.

  2. راستش را بخواهی، چند روزی که تعطیل می شود، انگار همه برنامه های ذهن ما هم تنبل می شوند. خود من هم مدتی است که نتوانسته ام به برنامه روتین خودم که شامل خیلی چیزها می شد برسم. از طرف دیگر پیشنهاد امین آرامش هم پیشنهاد بسیار خوبی بود: «جریمه کردن مالی خود به میزانی که در یادمان می ماند» برای انجام ندادن کارهایی که برنامه ریزی شده اند.
    صادقانه اعتراف می کنم که هنوز جرئت جریمه خودم را پیدا نکرده ام! و بنابراین نه به عنوان پیشنهاد و نه به عنوان راهکار، بلکه فقط به صورت «اعلام» اینجا مطرحش کردم.
    امیدوارم که هر چه سریع تر به روتین مورد نظرت برسی (که البته میرسی)

    متشکرم.
    یاور

    • معصومه خزاعی

      یاور عزیز
      ممنونم از همدلی و همراهیت. روی پیشنهاد امین آرامش عزیز که سعی داره خودمون رو به چالش بکشیم هم فکر می کنم😉
      پی نوشت نامربوط: بخاطر اتمام کتاب هایی که قرار بود بخوانم و همینطور بنا بر قولی که به خودم داده بودم. امروز کتاب قوی سیاه رو که اولین بار در کامنتت شنیدم، در حال خوندنش بودی و به پیشنهاد متمم برای تشویق خودم و انگیزه بیشتر برای مطالعه کردن خریدم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *